تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٧٨ - ذكر آمين
مىگفت: «يعنى بار خدايا، اجابت كن.»[١]
[١/ ٦٣٣] وكيع و ابن ابى شيبه در المصنّف، از هلال بن يساف و مجاهد روايت كردهاند كه آن دو گفتهاند: «آمين، نامى از نامهاى خداست.»
ابن ابى شيبه از حكيم بن جبير، مانند آن را نقل كرده است.[٢]
[١/ ٦٣٤] طبرانى از وائل بن حجر روايت كرده است كه وى گفت: «رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را ديدم وارد نماز گرديد، پس چون از فاتحة الكتاب فارغ شد، سه بار" آمين" گفت.»[٣]
[١/ ٦٣٥] طبرانى و بيهقى از وائل بن حجر نقل كردهاند كه وى از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيد پس از خواندنِ «غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ»، گفت: «ربّ اغفر لى آمين.»[٤]
[١/ ٦٣٦] وكيع و ابن ابى شيبه از ابو ميسره چنين روايت كردهاند: «هنگامى كه جبرئيل فاتحة الكتاب را بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم قرائت كرد و به «وَ لَا الضَّالِّينَ» رسيد، گفت:" بگو: آمين". حضرت نيز گفت: آمين".»[٥]
[١/ ٦٣٧] ابن ماجه و بيهقى در سنن خود، از عايشه از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چنين روايت كردهاند: «يهوديان بر چيزى از شما، چونان آمين گفتنِ شما، حسد نورزيدند.»[٦]
[١/ ٦٣٨] احمد با سند خود به عايشه، در حديثى، چنين نقل كرده است: «بهراستى آنان بر چيزى از ما حسد نمىورزند؛ آن سان كه نسبت به روز جمعه ما حسد مىورزند؛ روزى كه خداوند ما را بدان ره نمود و آنان از آن گمراه شدند. نيز
[١] . الدرّ، ج ١، ص ٤٥؛ المحرّر الوجيز، ج ١، ص ٧٩؛ قرطبى، ج ١، ص ١٥٠، با اين عبارت:« عمر بن خطاب وابىّ بن كعب چنين قرائت كردهاند:" غير المغضوب عليهم وغير الضالين".»
[٢] . بنگريد به: الدرّ، ج ١، ص ٤٥؛ المصنّف، ج ٢، ص ٣١٦، به نقل از مجاهد؛ المحرّر الوجيز، ج ١، ص ٧٩؛ قرطبى، ج ١، ص ١٢٨؛ ابن كثير، ج ١، ص ٣٣.
[٣] . الدرّ، ج ١، ص ٤٣؛ الكبير، ج ٢٢، ص ٢٢؛ مجمع الزوائد، ج ٢، ص ١١٣.
[٤] . الدرّ، ج ١، ص ٤٣؛ الكبير، ج ٢٢ ص ٤٢ و ٤٣؛ بيهقى، ج ٢، ص ٥٨؛ مجمع الزوائد، ج ٢، ص ١١٣.
[٥] . الدرّ، ج ١، ص ٤٣؛ المصنّف، ج ٢، ص ٣١٥؛ المحرر الوجيز، ج ١، ص ٧٩.
[٦] . الدرّ، ج ١، ص ٤٤؛ ابن ماجه، ج ١، ص ٢٧٩؛ بيهقى، ج ٢، ص ٥٦.