تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٢ - تأويلهايى پذيرفتنى
او، خود را نيز با همين آيه اندرز مىداد؛ در حالى كه آيه درباره كفار نازل شده است ...
در اين رابطه، توضيحى در بحث عام و خاص وجود دارد.[١] بر اين اساس، شمول آيه پيش گفته نسبت به نفس اماره نيز صحيح مىباشد.»
از سهل [بن عبداللَّه تسترى] درباره آيه «وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ»[٢] نقل شده است: «در حقيقت، خداوند معناى خوردن را اراده نكرده، بلكه اهتمام ورزيدن به چيزى، جز خود را اراده كرده است؛ يعنى به چيزى غير از من، اهميت نده. آدم چنين اهتمام و تدبيرى نورزيد و بدين جهت، آن گرفتارىها به او رسيد. اين چنين، هر كس ادعاى چيزى را كند كه از او نيست و از روى هواى نفس، قلبش را بدان آرامش بخشد، خداوند او را با آنچه نفسش بدان سرشته شده است، رها سازد؛ مگر آن كه خداوند بر وى ترحم كرده، او را از تدبير خود نگه دارد و بر دشمن و نفسش پيروز گرداند ... آدم هنگام ورود به بهشت، از همنشينى قلبش با تدبير نفس خود براى جاويد ماندن، حفظ نشد. آيا نمىبينى كه به سبب اعتماد دل به وسوسههاى نفسش، گرفتارى بر او وارد گرديد و هوس و شهوت بر دانش، خرد، بيان و نور قلب، به سبب تقديرى از پيش تعيين شده، غلبه كرد ...»[٣]
شاطبى گويد: «اين ادعاى او ذيل آيه ياد شده، ناسازگار با سخن كسانى است كه مىگويند: مراد آيه، نهى از خوردن [از درخت] مىباشد؛ نه نهى از اعتماد به غير از خدا؛ گر چه از اين نيز نهى شده است.
ليك اين سخن براى كسى كه تأويل مىكند، توجيهى دارد؛ چرا كه تنها، از نزديك شدن [به درخت]، نهى شده و به صراحت، از خوردن نهى نشده است، از اين رو لفظ آيه با تفسير آن منافاتى ندارد.
همچنين حمل كردن نهى بر صِرف نزديك شدن، صحيح نيست؛ چرا كه
[١] . يعنى قاعده« العبرة بعموم اللفظ لا بخصوص المورد.»
[٢] . بقره( ٢) ٣٥:« و به اين درخت نزديك نشويد.»
[٣] . تفسير تسترى، ص ٢٩.