تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٠٣ - روايات آهسته خواندن بسمله يا ترك آن
روايات آهسته خواندن بسمله يا ترك آن
اين دسته روايات، احاديثى غريب و در تعارض با رواياتى صحيحتر، قوىتر و مشهورتر مىباشد و افزون بر آن، مطالب نادرستى در آنها وجود دارد كه بدان اشاره خواهد شد.
[١/ ٣٧١] بيهقى از زهرى نقل كرده: «يكى از سنتهاى نماز، خواندن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» است و نخستين كسى كه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» را آهسته خواند، عمرو بن سعيد بن عاص در مدينه بود. وى مردى با شرم و حيا بود.»[١]
[١/ ٣٧٢] طبرانى از انس روايت كرده است: «پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم، ابوبكر و عمر «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» را آهسته مىخواندند.»[٢]
[١/ ٣٧٣] ابن ابى شيبه، ترمذى، نسائى، ابن ماجه و بيهقى از فرزند عبد اللَّه بن مغفل روايت كردهاند كه وى گفت: «من «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» را مىخواندم و پدرم مىشنيد، پس گفت:" اى فرزند عزيزم، بدعت؟ از بدعت بپرهيز. من پشت سر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم، ابوبكر، عمر و عثمان نماز گزاردم و از هيچ يك از آنان نشنيدم كه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» را بلند بخواند."» در عبارت ترمذى چنين آمده است:
«نشنيدم هيچ يك از آنان آن را بگويد. تو نيز آن را هنگام خواندن نماز نگو، بلكه بگو: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ».»[٣]
[١] . الدرّ، ج ١، ص ٢١؛ بيهقى، ج ٢، ص ٥٠، با عبارتى كه اين گونه آغاز شده است:« ... و مىگفت:" نخستين كسى كه« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» را در مدينه آهسته خواند، عمرو بن سعيد بود ...»
[٢] . الدرّ، ج ١، ص ٢٩؛ الكبير، ج ١، ص ٢٥٥ و ٢٥٦؛ مجمع الزوائد، ج ٢، ص ١٠٨.
[٣] . الدرّ، ج ١، ص ٢٩؛ المصنّف، ج ١، ص ٤٤٧؛ ترمذى، ج ١، ص ١٥٤ و ١٥٥، با اين عبارت: از پسر عبد اللَّه بن مغفل چنين نقل شده است:« پدرم صداى مرا مىشنيد و من در نماز مىگفتم:« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»، پس به من گفت:" اى فرزند عزيزم، بدعت؟ از بدعت برحذر باش." بين اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هيچ كس را نديدم كه مانند او، بدعت در اسلام را مبغوض بدارد. پدرم گفت:" من با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم، ابوبكر، عمر و عثمان نماز گزاردم و از هيچ كدام نشنيدم كه آن را بگويد. تو نيز در نماز آن را نگو، بلكه بگو:« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»" ...»؛ نسائى، ج ١، ص ٣١٥ و ٣١٦؛ ابن ماجه، ج ١، ص ٢٦٧ و ٢٦٨؛ بيهقى، ج ٢، ص ٥٢.