تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٩٨ - تفسير رمزى(اشارى) بسمله
صادق عليه السلام چنين روايت كرده است: «از امام عليه السلام درباره تفسير «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» پرسيدم.» امام گفت: «باء بهاء خدا؛ سين، سناى خدا؛ ميم ملك خداست؛ اللَّه، خداى هر چيز؛ رحمان به همه آفريدگانش؛ و رحيم به خصوص مؤمنان است.»[١]
[١/ ٣٥١] ابو عبد الرحمان سُلَمى، صاحب تفسير گويد: «از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روايت شده است- اگر صحيح باشد- كه باء، بهاء او؛ سين سناى او و ميم، مجد اوست.»
اين سخن سلمى كه «اگر صحيح باشد» نشان دهنده ترديد وى در صحت نسبت روايت به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است.
[١/ ٣٥٢] وى در ادامه گويد: «از منصور بن عبد اللَّه شنيدم كه از ابو القاسم اسكندرانى از ابو جعفر مَلَطى از على بن موسى الرضا از پدرش از جعفر بن محمد عليهم السلام نقل مىكرد:" بسم؛ باء، بقاى او؛ سين، اسامى او؛ و ميم، ملك اوست، پس ايمان مؤمن، ياد بقاى اوست؛ و خدمت مريد، ذكر اسماء او مىباشد؛ و عارف در برابر ملك خدا، فانى از تملك است،" نيز فرمود:" بسم سه حرف است: باء و سين و ميم. باء، باب نبوت است؛ سين، سرّ نبوت كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آن را پنهانى، با خواص امت خود در ميان گذاشت؛ و ميم، مملكت دين كه به سبب آن، به سفيد و سياه نعمت داد."»[٢]
كاش او در صحت نسبت دادن چنين مطالبى به ائمه اهل بيت عليهم السلام درنگ و اظهار ترديدى مىكرد؛ آن سان كه در صحت نسبت دادن آن به جدّشان، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چنين كرد. راوى اين حديث از امام رضا عليه السلام ابو جعفر مَلَطى است. از طرفى، شرح حال نويسان همه مَلَطىها را به دروغ بستن به بزرگان، متهم كردهاند. عبد الغنى بن سعيد، حافظ مصرى مىگفت: «در بين مَلَطىها فرد ثقهاى وجود ندارد.»[٣]
شيوه استوارتر، همان ديدگاه افراد خوش ذوق است كه اين گونه برداشتها را
[١] . قمى، ج ١، ص ٢٨.
[٢] . تفسير سُلَمى، ج ١، ص ٢٥ و ٢٦.
[٣] . بنگريد به: الانساب( سمعانى)، ج ٥، ص ٣٧٩ و ٣٨٠.