تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٧٦ - تفسير بسمله
حكيم الهى، محقق فيض كاشانى گويد: «اللَّه، نامى براى ذات احديّت قيّوميّت است، از اين رو به چيزى تفسير مىشود كه ذات به آن اختصاص دارد و آن، استيلاى ذات بر هر خرد و كلان است.»[١]
ميرزا رفيع نائينى (استاد مجلسى) در حاشيهاش بر وافى گويد: «اين سخن راوى كه از معناى اللَّه پرسيده شد؛ يعنى از مفهوم اين نام و ملاك آن. پس فرمود:" بر هر خرد و كلان مستولى است"؛ يعنى استيلا بر همه چيز كه اين، ملاك معبوديّت حقيقى براى همه چيز است.»[٢]
مولى محمد صالح مازندرانى در شرح خود بر اصول كافى مىنويسد: «شهرت عقلى و نقلى بر آن است كه اللَّه، نام ذات مقدّسى مىباشد كه عين همه صفات ذاتِ در نظر گرفته شده، در مرتبه ذات است. از جمله صفات بزرگ، استيلاى او بر جميع ما سواى او؛ يعنى همه ممكنات خرد و كلان مىباشد؛ زيرا اين صفت مستلزم همه صفات كمال است؛ همچون علم به كليات و جزئيات، قدرت در برگيرنده همه ممكنات و رحمت كاملى كه همه چيز را فرا گرفته است. بدين جهت، امام عليه السلام اللَّه را به يكى از وجوه كامل و فراگير آن تفسير كرد.»[٣]
***
ليك مولى محقق مجلسى بزرگ متوجه نكتهاى شده است كه چه بسا، ديگران از آن غفلت ورزيدهاند و آن، احتمال تحريف يا اشتباه نسخه مىباشد. كلينى اين حديث را از احمد بن محمد بن خالد برقى روايت كرده و آن را از كتابش، المحاسن، با سند وى، برگرفته است. اين حديث در منبع اصلى چنين آمده است:
[١/ ٣١٤] «... درباره معناى آيه «عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»[٤] پرسيده شد. حضرت فرمود:
" برهر خرد و كلان، مستولى است."»[٥] صاحب كتاب «احتجاج» نيز آن را
[١] . الوافى، ج ١، ص ٤٧٠.
[٢] . همان، ص ١٢١، حاشيه.
[٣] . شرح اصول كافى، ج ٤، ص ٧- ٩.
[٤] . طه( ٢٠) ٥.
[٥] . المحاسن، ج ١، ص ٢٣٨.