تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٤٤ - فضيلت بسمله
شيطان به يارانش مىگويد: بياييد كه براى شما در اين جا، شامى و مكانى براى ماندن تا صبح است.»[١]
[١/ ٢١٥] همچنين كلينى با سند خود به ابو بصير از آن حضرت روايت كرده است:
«هنگامى كه سفره پهن شد، بگو: بسم اللَّه. هنگامى كه چيزى خوردى، بگو: بسم اللَّه على أوّله و آخره. آن گاه كه سفره جمع شد، بگو: الحمد للَّه.»[٢]
[١/ ٢١٦] عمرو بن عبيد، و واصل بن عطاء و بشير رحّال نزد امام باقر عليه السلام رفتند.
حضرت دستور داد براى آنان غذايى بياورند؛ پس سفره را آوردند. پيش از آن، حضرت به آنان فرموده بود: «هر چيز حدّى دارد كه بدان منتهى مىگردد.» آنان از حضرت پرسيدند: «اى ابو جعفر، اين سفره نيز" چيزى" شمرده مىشود؟» حضرت فرمود: «آرى.» گفتند: «حدّ آن چيست؟» فرمود: حدّش اين است كه هرگاه پهن شد، گفته شود: بسم اللَّه و هنگامى كه جمع شد، گفته شود: الحمد للَّه. نيز هر كس از غذاى پيش رويش بخورد و از جلو شخص ديگر، چيزى را برندارد.»[٣]
[١/ ٢١٧] امام امير مؤمنان- صلوات خدا بر او باد- فرمود: «هر كس خداى را بر غذا ياد كند، از نعمت آن هرگز بازخواست نشود.»[٤]
[١/ ٢١٨] كلينى با سندى صحيح از امام صادق عليه السلام روايت كرده است: «هرگاه سفره پهن شد و يكى از افراد، نام خداى را برد، براى همه آنان كافى است.»[٥]
مقصود، زمانى است كه ديگران فراموش كنند؛ وگرنه براساس اطلاق روايات ديگر، استحباب براى تك تك افراد وجود دارد.
[١/ ٢١٩] نيز وى با سند خود به زراره چنين روايت كرده است: «همراه امام صادق عليه السلام غذا مىخوردم و نتوانستم بشمارم كه چند بار امام گفت:" الحمد للَّهالذى جعلنى أشتهيه"[٦].»[٧]
[١] . كافى، ج ٦، ص ٢٩٣.
[٢] . همان، ص ٢٩٢.
[٣] . همان.
[٤] . همان، ص ٢٩٣.
[٥] . همان، ص ٢٩٤.
[٦] .« سپاس خدايى را كه اشتهاى آن را به من داد.»
[٧] . كافى، ج ٦، ص ٢٩٥.