تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤١٠ - لغت و ادب
لغت و ادب
«الْحَمْدُ لِلَّهِ» جملهاى انشائى براى ابراز شكر براى خداى تعالى، در برابر نعمتهاى فراوان اوست. اين جمله به شكل جمله اسميه بيان شده است تا گوياى ثبات و دوام باشد؛ بنابراين لام، لام جنس است، نه استغراق؛ چرا كه آيه در مقام اخبار از حمدها نيست.
«رب» از «ربب»، مصدرى است كه به معناى اسم فاعل به كار رفته است و به معناى «مالك متصرف» مىباشد. اين واژه در لغت، بر سروَر و بر كسى اطلاق مىشود كه براى اصلاح و تربيت، تصرّف مىكند و مراد در اين جا، كسى است كه عهدهدار مصالح آفريدگان مىباشد. واژه «ربّ» بدون قيد، تنها براى خداوند- كه بهطور مطلق، عهده دار مصالح بندگان است- به كار مىرود.
اين واژه به صورت مضاف براى خداى تعالى و ديگران به كار مىرود؛ براى نمونه به صاحب خانه و صاحب اسب گفته مىشود: ربّ الدار و ربّ الفرس؛ البته اگر مالك عهده دار تدبير امور خانه يا اسب باشد. ترجمه «ربّ» به مربّى باز گرداندن آن به ريشه «ربو»، به معناى رشد كردن، تسامح است؛ زيرا افزون بر تفاوت مادّه و مفهوم اين دو كلمه، هر يك كاربردى جداگانه دارند. شايد اين برداشت تفسير به لازم معنا باشد.
«العالمين» اسم جمع براى گروه عقلاست و در قرآن، بيش از هفتاد بار به كار رفته و در همه كاربردها همين معنا اراده شده است؛ از جمله: «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرى لِلْعالَمِينَ»[١]؛ «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ»[٢] «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ»[٣]؛ «لِيَكُونَ
[١] . انعام( ٦) ٩٠.
[٢] . يوسف( ١٢) ١٠٤؛ ص( ٣٨) ٨٧؛ تكوير( ٨١) ٢٧.
[٣] . انبياء( ٢١) ١٠٧.