تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٩٢ - ٦ اسرار و رموز
محمد بن زياد و ابو الحسن، على بن محمد بن سيّار از پدرانشان از حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابىطالب عليهم السلام روايت كردند كه حضرت امام حسن عليه السلام فرمود: «قريش و يهوديان قرآن را تكذيب كردند و گفتند:" سحرى آشكار است كه آن را دروغ بسته است." خداوند فرمود: «الم. ذلِكَ الْكِتابُ»؛ يعنى اى محمد، اين كتابى كه بر تو نازل كرديم، از تك تك حروف الفباى زبان خودتان است كه" الف، لام، ميم" از آن جمله مىباشد؛ اگر راست مىگوييد، مانند آن را بياوريد و از ديگر گواهان خود يارى بجوييد. روشن است كه توانايى آن را نداريد: «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً»[١] (بگو: اگر انس و جنّ گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند، مانند آن را نخواهند آورد؛ هرچند پشتيبان هم باشند.)
نيز خداوند مىفرمايد: «الم»؛ آن قرآنى كه با «الم» آغاز شده، همان كتابى است كه به موسى و پيامبران پس از او خبر دادم. آنان نيز به بنى اسرائيل خبر دادند كه من، به زودى آن را بر تو، اى محمد، نازل خواهم كرد؛ كتابى شكستناپذير كه از پيش روى آن و از پشت سرش، باطل در آن راه نيابد؛ وحى [نامه] اى است از حكيمى ستوده [صفات].[٢]
«لا رَيْبَ فِيهِ»؛ ترديدى در آن نيست؛ زيرا نزد آنان آشكار است و پيامبرانشان به آنان خبر داده بودند كه بر محمد، كتابى نازل مىشود كه باطل آن را محو نمىسازد و او و امتش آن را در همه حالات، قرائت مىكنند.
«هدى»؛ راهنمايى است براى رهايى از گمراهى «للمتقين»؛ براى تقواپيشگانى كه از كارهاى هلاك كننده و گناهان، خوددارى مىورزند و از چيرهشدن كم خردى بر خود مىپرهيزند؛ به گونهاى كه هر گاه دانشهاى ضرورى را
[١] . اسراء( ١٧) ٨٨.
[٢] .« لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ»( فصّلت( ٤١) ٤٢).