تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٩ - اشتقاق واژه قرآن
عرب نيز رواج دارد. شاعر[١] مىگويد:
|
هنّ الحرائر، لا ربّات أخمرة |
سود المحاجر، لا يقرأن بالسُّوَر |
|
(آنان زنان آزاد هستند، نه [كنيزانى] صاحب روسرى و سياه چُردهاى كه نمىتوانند سورهها را قرائت كنند.)
«لا يقرأن بالسور»؛ يعنى سورهها را تلاوت نمىكنند و باء زائده است. ابن منظور گويد: «معناى اين جمله نزد عرب آن است كه سورهها را قرائت نمىكنند.»[٢] ابن سيده نيز گويد: «مراد شاعر،" لا يقرأن السور" بوده كه باء را افزوده است.»[٣]
بنابراين قرائت و كتابت، هر دو، در اصل به معناى گردآورى هستند؛ جز آنكه كتابت، گردآورى حروف و نظم واژهها در نوشتن است و قرائت، گردآورى آنها در گفتن مىباشد.
اكنون كه ثابت گرديد واژه قرآن در لغت [عربى]، اصالت دارد و كاربردهاى كهن آن، اشتقاقهاى رايجى داشته است، مجالى براى احتمال دخيل دانستنِ آن از ريشه سُريانى- آنسان كه برخى گفتهاند- وجود ندارد.
برخى ادعا كردهاند كه احتمال مىرود واژه قرآن از «قريانه» به معناى قرائت- كه در كليساى سريانى به كار مىرفت- مشتق شده باشد. اين مطلب، در دايرة المعارف انگليسى آمده و خاورشناس فرانسوى ديگرى، به نام ريگى بلاشر، آن را تكرار كرده است. منابع غربى نيز بىهيچ واكاوى در حقيقت امر يا بحث روشمند علمى، آن را پذيرفتهاند.[٤]
[١] . وى، عُبَيد بن حُصَين، ابو جندل نُمَيرى معروف به راعى( چوپان) است. اين لقب او، به دليل فراوانى توصيف شتر دراشعارش مىباشد. وى از شاعران بزرگ مسلمان و معاصر با فرزدق و جرير بود و حدود سال نود هجرى از دنيا رفت.( الوافى بالوفيات، ج ١٩، ص ٢٨٣).
[٢] . لسان العرب، ج ٣، ص ٣٨٩ و بنگريد به: ج ٤، ص ٣٨٦ و ج ١، ص ١٢٨.
[٣] . المحكم والمحيط الاعظم، ج ٦، ص ٤٦٩ و ٤٧٠.
[٤] . بنگريد به: قضايا قرآنية فى الموسوعة البريطانية، ص ٢٥ و ٢٦.