تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٠ - اشتقاق واژه قرآن
افزون بر اين، اشتراكِ ريشه واژهها در زبانهاى نزديك به هم، امرى شناخته شده است؛ چنان كه خود امتها نيز همريشه هستند؛ به ويژه در زبانهايى همچون عربى، عبرى و سُريانى، كه ريشههاى مشتركى دارند و دليلى وجود ندارد كه يكى از آنها برگرفته از ديگرى يا يكى اصل و ديگرى فرع باشد؛ اگر نگوييم كه زبان عربى به سبب قدمتش، اصالت دارد.
همچنين شمارى از عربنماهاى متجاوز به اسلام در تلاشى مذبوحانه، بر آن شدند كه واژه فرقان را به ريشههاى يهودى- مسيحى بازگردانند.
از جمله سخنان گزاف، اين گفته برخى از خاورشناسان يهودى[١] است كه واژه فرقان، عبرى است و پس از ورود به زبان عربى، تعريب[٢] شده است. به گفته آنان، فرقان در اصل، «پيركى»(Pirke) بوده است. مبلغ مسيحى، مرجليوث، در دانشنامه خود، دين و اخلاق، مىگويد: «واژه اصلى،" پيركى- أبوت" بوده است.»[٣]
ريچارد بيل در كتابش، مدخل الى القرآن (ص ١٣٦ و ١٣٧)- كه پس از وفاتش منتشر شد- حاشيهاى بر واژه فرقان نگاشته و در آن، تفسيرى ارائه كرده است كه آميخته از تفسير مورد اتفاق مفسران مسلمان و تفسير خاورشناسان مسيحى است- كه مىپندارند اصل واژه فرقان به كلمه سُريانى «فرقانا»(Furkana) بازمى گردد. وى مىگويد: «فرقان از مصادر مسيحى مشتق شده است، ليك محمد به ناچار، آن را با واژه عربى" فرق" درآميخت تا جداسازى پيروانش از غير مؤمنان آسان گردد.»[٤]
اين سخن وى، سخت نامفهوم است و البته جاى شگفتى ندارد؛ چرا كه گويندهاش در وادى تخيلات سير مىكند.
دكتر عبد الرحمان بَدَوى مىگويد: «نسبت دادن واژه فرقان به كلمه عبرى
[١] . همچون:« جيجر» در كتابش، ما أخذ محمد من اليهود( ص ٩٩)؛ هرشفلد در كتابش، بحوث جديدة فىالقرآن( ص ٦٨)؛ هورويتز در بحوث قرآنيه( ص ٧٦ و ٧٧).
[٢] .[ عربى سازى؛ اسم غير عربى را به ساختار عربى بردن.]
[٣] . الدفاع عن القرآن ضدّ منتقديه، ص ٥٨.
[٤] . همان، ص ٦٠.