تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٦٠ - حروف مقطعه در اوايل سوره ها
حروف «انفتاح»: الف، لام، ميم، راء، كاف، هاء، عين، سين، حاء، قاف، ياء و نون؛ نيمى از حروف" استعلاء": قاف، صاد و طاء؛ نيمى از حروف" انخفاض": الف، لام، ميم، راء، كاف، هاء، ياء، عين، سين، حاء و نون؛ نيمى از حروف" قلقله": قاف و طاء.[١]
اگر كلمهها و تركيبهاى حروف مقطعه را استقرا كنى، مىبينى حروفى كه خداوند از اجناس ياد شده ذكر نكرده، نسبت به حروف ياد شده [در حروف مقطعه]، كمتر مىباشد. منزه است كسى كه حكمتش در هر چيز به نيكى، جارى گشته است.
تو مىدانى كه قسمت بيشتر هر چيز، به منزله كل آن است كه اين نكته متناسب با ظرافتهاى تنزيل و اختصارات آن مىباشد. گويا خداوند الفاظ شكل دهنده تركيبهاى سخن عرب را براى آنان بر شمرده است تا به اسكات آنان و اثبات حجت بر ايشان اشاره كند ...
شمار حروف هر يك از حروف مقطعه متفاوت است: يك حرفى:" ص، ق، ن"؛ دو حرفى:" طه، طس، يس، حم"؛ سه حرفى:" الم، الر، طسم"؛ چهار حرفى:
" المص، المر"؛ پنج حرفى:" كهيعص، حم عسق". همه اين حروف بر اساس گوناگونىِ سبكهاى سخنورى عرب و شيوههاى متنوع كلامى آنان مىباشد و ساختارهاى ادبيات عرب را نشكسته است.»[٢]
برخى گفتهاند: حروف مقطعه با نيمى از حروف الفبا آمده است تا به منكران
[١] . حروف« صفير» باقى ماند كه سه حرف است: سين، صاد و زاء كه دو حرفِ سين و صاد جزو حروف مقطعه مىباشند؛ زيرا به طور معمول، كسرىِ نصف عدد فرد تكميل مىشود. همچنين از حروف« لين» دو حرفِ الف و ياء در حروف مقطعه آمده است. نيز حرف« تكرير»- كه همان راء مىباشد- و حرف« هاوى»- كه الف است- و حرف داراى صفت« انحراف»- كه لام مىباشد- همگى در حروف مقطعه هستند.
احمد درباره حروف« اذلاق» و« اصمات» مىگويد: بنا بر ديدگاه صحيح، اذلاق و اصمات دو صنف به شمار نمىروند. زمخشرى نيز در« المفصّل»( ص ٣٩٥) جداسازى آن دو را بعيد دانسته است.( كشّاف، ج ١، ص ٢٩، پاورقى).
[٢] . كشّاف، ج ١، ص ٢٩- ٣١، با اندكى اختصار.