تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥٣ - روايات اسباب نزول
روايات اسباب نزول
شناخت اسباب نزول ارزش فراوانى در مسير فهم معانى قرآن كريم دارد؛ آنسان كه به تفصيل در اين باره سخن گفتهايم،[١] ليك اكنون، اين نكته را بايد ياد كرد كه رنگ و بوى روايات رسيده در اين باب، ضعف و جهالت و ارسال، در كنار جعل و دسّ و تزوير است.
امام بدر الدين زركشى گويد: «بايد از روايات ضعيف و مجعول اين باب- كه فراوان است- پرهيخت.» ميمونى گويد: «از امام احمد بن حنبل شنيدم كه سه چيز، اساسى ندارد: اخبار جنگها (مغازى)، روايات فتنههاى آخر الزمان و تفسير [نقلى]»؛ يعنى اساسى قابل اعتماد ندارند. شاگردان محقق وى گفتهاند: «مرادش اين است كه به طور غالب، سند صحيح و متصل ندارند؛ وگرنه بخش فراوانى از آنها صحيح مىباشند.»[٢]
جلال الدين سيوطى گويد: «روايات صحيح آن، بسيار اندك است، بلكه روايات مرفوع[٣] آن در نهايت كمى مىباشد.»[٤]
او از واحدى انتقاد كرده كه چرا بيشتر احاديثى كه در «اسباب النزول» نقل كرده، ضعيف است يا در سند آنها افرادى مجهول وجود دارد يا رواياتى باطل نقل كرده است، از اين رو خود به تأليفى مختصرتر، جامعتر و استوارتر اقدام كرد و نامش را «لباب النقول» نهاد. سيوطى كتاب خود را داراى امتياز بر تأليف واحدى مىدانست: نخست: اختصار؛ دوم: گرد آورى بسيارى از رواياتى كه از چشم واحدى پنهان مانده بود؛ سوم: مستند كردن هر حديث به كتابى معتبر. واحدى گاه حديث را با سندش آورده كه با وجود طولانى شدن، منبع نقل آن مشخص نيست. گاه نيز
[١] . بنگريد به: التمهيد فى علوم القرآن، ج ١، ص ٢٥٣- ٢٧٦.
[٢] . البرهان، ج ٢، ص ١٥٦.
[٣] .[ رواياتى كه سندشان به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم متصل مىشود.]
[٤] . الاتقان، ج ٤، ص ١٨١.