تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨ - فضايل قرآن
زبانها به سبب آن، به اشتباه نيفتد. دانشمندان از آن سير نمىشوند و از تكرار بسيار، كهنه نمىگردد و شگفتىهاى آن پايانى ندارد. قرآن، همان است كه جنّيان پس از شنيدن آن، ناخودآگاه گفتند: «إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً»[١] (به راستى، ما قرآنى شگفت را شنيديم). اين، همان است كه هركس بر اساس آن سخن گويد، راست گفته است؛ هر كس بر پايه آن حكم كند، عدالت ورزيده است؛ هر كه به آن عمل كند، پاداش گيرد و هر كه به آن دعوت كند، به راه مستقيم هدايت شود." اين مطالب را برگير، اى اعور.»[٢]
اين جمله روايت: «خواستهها به سبب آن، منحرف نگردد و زبانها به سبب آن، به اشتباه نيفتد»- كه در روايت عياشى بدين عبارت آمده است: «تمايلات، آن را به انحراف نكشاند و زبانها به اشتباهش نيفكند»- اشاره به مصونيت آن از تحريف و تصحيف است: «لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ»[٣]؛ «باطل، نه از پيش رو و نه پشت سرش، بدان راه ندارد؛ فرود آمدهاى است از حكيمى ستوده.» «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»[٤]؛ «در حقيقت، ما هستيم كه قرآن را نازل كرديم و به طور قطع، نگاهبان آن هستيم.»
اين سخن كه «دانشمندان از آن سير نمىشوند»؛ يعنى قرآن روز به روز، بر دانش آنان مىافزايد؛ چرا كه شگفتىهاى آن، پى در پى مىآيد و هر لحظه، با دقت
[١] . جنّ( ٧٢) ١.
[٢] . بنگريد به: ترمذى، ج ٤، ص ٢٤٥ و ٢٤٦؛ دارمى، ج ٢، ص ٤٣٥؛ الفاظ حريث از اوست. همچنين ابونصر، محمد بن مسعود عياشى آن را با اختلاف اندكى، از طريق حارث، از امام اميرمؤمنان عليه السلام نقل كرده است. امام مىفرمايد: از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم:« جبرئيل نزد من آمد و گفت:" اى محمد، در امت تو فتنهاى روى خواهد داد." گفتم:" راه برون رفت از آن چيست؟" ... اين همان كتاب شكست ناپذيرى است كه باطل، نه از پيش رو و نه از پشت سرش بدو راه ندارد؛ نازل شدهاى از سوى حكيمى ستوده است.»( عياشى، ج ١، ص ١٤ و ١٥). در روايت عياشى چنين آمده:« قرآن، همان است كه تمايلات، آن را به انحراف نكشاند و زبانها به اشتباهش نيفكند.» شايد اين روايت صحيحتر باشد.
[٣] . فصّلت( ٤١) ٤٢.
[٤] . حجر( ١٥) ٩.