تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧٤ - جايگاه حديث در تفسير
روشن مىسازد.
در آنچه گفته شد، ترديدى وجود ندارد؛ مشروط بر آن كه سخنان آنان از طريق متواتر يا همراه با دلايل يقين آور به دست برسد. پرسش، اين است كه آيا اين گونه احاديث از طريق خبر واحد هم اعتبار دارد يا جايگاه ديگرى دارد؟ پرسشى كه شبهاتى را برانگيخته و نيازمندِ درنگ است.
گاه گفته مىشود كه اگر اعتبار خبر واحد، مستند به دليلى تعبدى باشد، بىآنكه موجب حصول علم گردد، اين گونه اخبار در باب تفسير سودى نخواهد داشت؛ چه، هدف در تفسير، فهم معانى قرآن است و در فهم، تعبد راه ندارد. تعبد در جايى به كار مىآيد كه عمل محض، مطلوب باشد و اين، تنها در باب تكاليف و احكام است، اما تفسير، مجال تعبد نيست؛ بنابراين خبرى كه به درجه تواتر نرسد يا قرائنى قطعى- كه موجب علم به محتواى آن گردد- همراهش نباشد، حجيتى ندارد.
شيخ ابو جعفر طوسى گويد: «براى هيچ كس روا نيست كه از يكى از آنان (مفسران متقدم و متأخر) تقليد كند، بلكه سزوار است به دلايل صحيح عقلى يا شرعى مراجعه شود؛ دلايلى همچون اجماع يا نقل متواتر از كسى كه پيروى از سخن او واجب است. در اين زمينه، خبر واحد پذيرفته نمىشود؛ به ويژه در مواردى كه راه رسيدن به آن، علم است. اگر تفسير نيازمند شاهدى از لغت باشد، تنها شاهدى پذيرفته مىشود كه بين اهل لغت، شناخته شده و رايج است. روايات پراكنده و جملههاى نادرى كه به صورت خبر واحد نقل شده است، قطع آور نيست و شاهدى بر كتاب خدا قرار نمىگيرد و بايد در آنها توقف كرد.»[١]
عمده دليل در اين باره، اصلى است كه شيخ ابو عبداللَّه مفيد درباره روايات باب اعتقادات بيان كرده است. وى بر آن است كه حجيت روايات اعتقادى از باب تعبد است و از طرفى، در مواردى كه راه رسيدن به آن، علم مىباشد، تعبد راهى
[١] . التبيان، ج ١، ص ٦ و ٧.