تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧٣ - جايگاه حديث در تفسير
تابعان باشد، اين توجيهى ندارد؛ مگر از جهت توجه به ديدگاههاى آنان، به هدف تحقيق و رسيدن به هدف مطلوب؛ به گونهاى كه آراى آنان، بسترى براى رسيدن به حقيقت باشد؛ چه، آنان به زمان نزول نزديكتر بودند و دسترسى بيشترى به اسباب نزول داشتند. همچنين آنان واسطه دسترسى به ديدگاه صحابه و احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هستند. پيش از اين اشاره شد كه بيشتر تابعان دانش آموخته مدارس تفسيرى صحابهاى بودهاند كه نزد صاحب رسالت پرورش يافتهاند.
بنابراين همه دانش آنان از منابعى اصيل مىجوشد و به مصدر وحى امين منتهى مىگردد. بى ترديد، اين افراد با كسانى كه خاستگاه علومشان دور از دستشان است، تفاوت بسيارى دارند.
جايگاه حديث در تفسير
بى گمان، نخستين منبع تفسير قرآن، خود قرآن است؛ بدين جهت كه متشابهات آن به محكمات- كه همان امّ الكتاب است- باز مىگردد و چنان كه امام اميرمؤمنان عليه السلام فرمود: «بخشى از قرآن با بخشى ديگر سخن مىگويد و قسمتى از آن، گواه قسمتى ديگر است.»[١]
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در كنار قرآن، منبع ديگرى براى تبيين و تفسير قرآن است: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ»[٢]؛ «قرآن را به تو نازل كرديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است، تبيين كنى.» حضرت اصحاب خود را براى فهم قرآن و استنباط از آن تربيت كرد تا اسوه امت و نشانههايى براى هدايت باشند.
تابعان شايسته نيز نزد آنان تربيت شدند و بدين سان، همه آنان محل رجوع امت بودند و سخنانشان، مصادر نخستين فقه و تفسير گشت. احاديث و آراى آنان مشعلهاى درخشندهاى است كه مسير هدايت را در همه عرصههاى زندگى،
[١] . نهج البلاغه، ج ٢، ص ١٧، خطبه ١٣٣.
[٢] . نحل( ١٦) ٤٤.