تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥٨ - تابعان بزرگ
است. او نخست در كوفه و سپس در مدينه ساكن شد و يكى از علماى شناخته شده بود. ابن عون گويد: «هيچ كس را در تأويل قرآن، داناتر از قرظى نديدم.»[١] او از اميرمؤمنان عليه السلام، ابن عباس، عبداللَّه بن جعفر، براء بن عازب، جابر بن عبداللَّه، انس و ديگران روايت كرده است. ابن حِبّان گويد: «او در علم و فقه، جزو افراد فاضل مدينه بود.»[٢] وى در سال ١٠٨ از دنيا رفت.
٢١. عامر شعبى، ابو عمرو بن شراحيل حميَرى كوفى از طايفه هَمْدان: او از امير مؤمنان عليه السلام، ابن عباس، مسروق بن اجدع و بسيارى از صحابه و تابعان روايت كرده است. او فقيهى نو انديش و خوش حافظه بود. عجلى گويد: «از ٤٨ صحابى حديث شنيده بود و حديث مرسلى نقل نمىكرد، مگر آن كه صحيح باشد.»[٣] وى در سال ١٠٩ درگذشت.
٢٢. حسن بصرى، ابو سعيد، حسن بن ابو الحسن يسار بصرى: بيشتر سخنان او از اميرمؤمنان عليه السلام بود؛ بى آن كه نام شريف حضرت را ببرد و گاه با كنيه ابو زينب از حضرت ياد مىكرد. شريف مرتضى گويد: «حسن در فصاحت، سرآمد بود و در پند و اندرز، نشان بلاغت داشت و از دانشى فراوان برخوردار بود. همه سخنان يا بيشتر سخنان او در پند و اندرز و نكوهش دنيا، عيناً يا از نظر محتوا، برگرفته از سخن امام امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام است؛ كه او الگويى فرزانه است.»[٤] حسن بصرى در سال ١١٠ از دنيا رفت.
٢٣. شهر بن حوشب اشعرى، ابو سعيد، غلام اسماء دختر يزيد: وى از اسماء، امّ سلمه، ابو سعيد خدرى، سلمان، ابوذر، جابر و ديگر بزرگان صحابه روايت كرده است. بسيارى از تابعان همدوره او، از وى روايت كردهاند. شيخ او را از اصحاب امام امير مؤمنان شمرده است.[٥] پيشوايان بر او اعتماد كرده و رواياتش نزد همه
[١] . سير اعلام النبلاء، ج ٥، ص ٦٨؛ خلاصة تهذيب التهذيب، ص ٣٥٧.
[٢] . تهذيب التهذيب، ج ٩، ص ٤٢٠- ٤٢٢.
[٣] . همان، ج ٥، ص ٦٥- ٦٩.
[٤] . امالى سيد مرتضى، ج ١، ص ١٥٣ و ٢٦٢.
[٥] . رجال طوسى، ص ٦٨.