تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥٠ - تفسر در عهد تابعان
در حضور و دريافت شمرده است؛ در حالى كه خود حضرت هيچ گونه دگرگونى يا نقصانى نسبت به دريافتهايش از رسول خدا نداشت.[١]
بنابراين بر اساس ديدگاه صحيح، سخن صحابى در تفسير معتبر ا ست؛ چه فهم تفسيرى و چه روايت تفسيرى او. همچنين سخن او، يكى از منابع اصيل در تفسير مىباشد، ليك بايد از روايات ضعيف و ساختگى پرهيخت؛ آنسان كه امام بدر الدين زركشى گفته است. اين، سخنى درست و ترديدناپذير است؛ اگر راهبرِ مفسر در اين عرصه، تحقيق باشد، نه تقليد.
تفسر در عهد تابعان
هنوز دوران صحابه سپرى نشده بود كه مردانى شايسته پا به ميدان نهادند تا در به دوش كشيدن امانت الهى و اداى رسالت او در زمين، جانشين اصحاب شوند.
آنان، تابعانى بودند كه به نيكى، از صحابه پيروى كردند؛ مردانى كه امكان بهرهگيرى از انوار دوران رسالتِ پر خير و بركت را نيافتند، اما نزد بزرگان صحابه حضور يافتند و بر آستان مقدس آنان، سر فرود آوردند و از دانش آنان بهره وافى بردند و در پرتو هدايتشان، ره يافتند؛ راهى كه امتداد نور رسالت است و سراسر زمين را روشن ساخت و قاطعانه و براى هميشه، پايدار و ماندگار است.
شمار بسيارى از بزرگان صحابه در شهرهاى گوناگون پراكنده شدند و در هر جا كه ساكن مىشدند يا به هر جا كه كوچ مىكردند، چونان ستارگان آسمان و چراغهايى ظلمت شكن و بيرقهاى راهبر بودند. اين گونه بود كه نشانههاى دين درخشيد و آموزههاى اسلام منتشر شد و مفاهيم كتاب و سنتِ استوار بين بندگان و در شهرهاى گوناگون گسترش يافت.
[١] . بنگريد به: كافى، ج ١، ص ٦٢- ٦٤.