تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤٩ - ارزش تفسير صحابى
آنچه گفته شد، درباره درك و فهم و دانش صحابى در مورد مبانى دين بود.
استوارى و اعتبار روايت صحابى نيز كم از فهم او نيست؛ چرا كه فرد راستگويى به تو خبر مىدهد كه خبرها، آموختهها و مشى او، تصديقشده است.
[م/ ٩٨] ابو جعفر كلينى با سند صحيح خود به منصور بن حازم، از وى چنين روايت كرده است: «از امام صادق عليه السلام خواستم كه از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به من خبر دهد كه آيا در نقل قول از حضرت، راست گفتند يا دروغ؟» فرمود: «راست گفتند.»[١]
امام عليه السلام به صورت فراگير، به راستگويىِ صحابه در نقل حديث از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حكم كردند؛ بىآنكه تكذيب و متهم شوند. اين، شهادت صريحى بر بزرگى شأن و فرازمندى جايگاه آنان در اداى رسالت خدا در زمين است؛ «رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»[٢]؛ «خدا از آنان خشنود است و آنان [نيز] از او خشنودند. اين است رستگارى بزرگ.»
امام عليه السلام در ادامه به بيان دليل اختلاف حديث آنان از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرداخت و آن را به سبب اختلاف آنان در حضور نزد پيامبر دانست. گاه، يكى از آنان هنگام بيان حكم عام، نزد حضرت بود، ولى لحظه بيان مخصّص آن، حضور نداشت؛ و ديگرى برعكس. حكم مطلق و مقيّد و نيز هر ناسخى كه عموم يا اطلاق منسوخ را برمى دارد، اين چنين است؛ هر كس بخشى را كه دريافته و آنچه را شنيده و حفظ كرده بود، باز مىگفت و آنچه را ديگر صحابه شنيده بودند و وى آنها را دريافت نكرده بود، نقل نمىكرد، از اين رو اختلاف در احاديث آنان پيدا شد؛ در حالى كه هر يك از آنان در نقل روايت، صادقاند و تكذيب نمىشوند.
[م/ ٩٩] امام امير مؤمنان عليه السلام در گفتارى مفصل درباره صحابه شايسته، آنان را از منافقان جدا ساخته و حديث آنان را راست و اختلافشان را صرفًا ناشى از اختلاف
[١] . كافى، ج ١، ص ٦٥.
[٢] . مائده( ٥) ١١٩.