تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٨ - تحريف ناپذيرى قرآن
نگاشته شد.»[١]
آيا قرآن فقط در سينه همان مردان بود؟ آنان نيز چه كسانى بودند؟
[م/ ٨٦] مسلم با سند خود از ابو الاسود روايت كرده است: «ابو موسى اشعرى قاريان اهل بصره را فرا خواند، پس سيصد مرد كه قرآن را قرائت مىكردند، نزد او آمدند. وى در ضمن سخنان خود، به آنان چنين گفت: ما سورهاى را مىخوانديم كه در بزرگى و كوبندگى، آن را شبيه سوره برائت مىانگاشتيم، ليك آن را فراموش كردم و تنها، اين جمله آن را به ياد دارم:" لو كان لابن آدم واديان من مال لابتغى واديًا ثالثًا و لا يملأ جوف ابن آدم إلّاالتراب."[٢]
همچنين سورهاى را مىخوانديم كه آن را به يكى از مسبّحات تشبيه مىكرديم، ولى آن را فراموش كردهام و فقط، اين جمله آن را به ياد دارم:" يا أيّها الّذين آمنوا لِمَ تقولون ما لا تفعلون. فتكتب شهادة فى أعناقكم فتسئلون عنها يوم القيامة."[٣]»[٤]
ابو موسى به سفاهت و سبك عقلى معروف بود و اين گونه، نسبت به قرآن كريم بد گمان بود و مىپنداشت بخشى از قرآن افتاده كه فقط او از آن آگاه بوده و با فراموشىِ شخص او، از بين رفته است! پرسش اين است كه چگونه قرآن با فراموشىِ پيرى خيالپرداز از بين مىرود؟
در مورد جمله دو سرزمين (الواديين)، احمد به سند خود از عطاء بن يسار از ابى واقد روايت كرده كه اين سخن، حديثى قدسى است كه از زبان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است؛ نه آن كه از قرآن باشد.[٥]
[١] . كنز العمّال، ج ٢، ص ٥٨٤.
[٢] .« اگر آدمى دو سرزمين پُر از مال مىداشت، سرزمين سومى را آرزو مىكرد و درون آدمى را چيزى جز خاك، پُر نمىكند.»
[٣] .« اى مؤمنان، چرا چيزى را مىگوييد كه انجام نمىدهيد؟ پيمان بر عهده شما نوشته مىشود و در روز قيامت از آن بازخواست مىشويد.»
[٤] . مسلم، ج ٣، ص ١٠٠.
[٥] . مسند احمد، ج ٥، ص ٢١٩.