ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٢٥
تو نديدى وقتى رفت من او را بدرقه كردم؟
چرا، ديدم.
هين الساعه برو و در هر حالى باشد سر او را براى من بياور.
زبان ياسر بند آمد و لرزه بر اندامش افتاد و بىخودانه ايستاد و پاسخى نداشت بدهد.
من قبلًا به تو نگفتم نبايد خلاف امر من كنى؟
چرا يا امير المؤمنين، ولى موضوع از اينها مشكلتر است و دوست داشتم مرده باشم و امير المؤمنين مرا چنين دستورى ندهد.
گفت: اين سخنان را بگذار و براى اجراى دستور من شتاب كن.
ياسر آمد و بر جعفر وارد شد و او را از دستور خليفه آگاه كرد، و پس از مذاكراتى او را پشت چادر هارون برد و گردن زد و سپس هارون گردن خود ياسر را هم زد و به استيصال برامكه پرداخت. از مجلسى (ره)- مخلوع لقب امين برادر مأمون و زاد زبيده دختر جعفر بن منصور دوانيقى است، هارون براى امين بيعت گرفت و پس از وى براى مأمون و كشور را ميان آنها قسمت كرد، از حلوان (خانقين) تا آخر مشرق اسلامى را به مأمون داد و از آنجا تا آخر مغرب اسلامى كه به جبل الطارق مىرسيد به امين واگذاشت، و پس از مأمون قاسم فرزند كوچكتر خود را وليّ عهد كرد و او را مؤتمن لقب داد و جزيره و مرزها و عواصم را به او واگذارد.
و امين را مخلوع گفتند براى آنكه چون كار بر او سخت شد خود را خلع كرد، و يا سران لشكر وى او را خلع كردند، و طاهر ذو اليمينين سرفرماندهى قشون مأمون او را كشت و سرش را براى مأمون فرستاد. از مجلسى (ره)- مقصود از منزلى كه فضل در آن كشته شده سرخس است، چنانچه در تاريخ كامل گويد. از مجلسى (ره)- مقصود از اين هارون بن مسيب والى مدينه