ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦١٥ - باب در فيء و أنفال و تفسير خمس و مقررات آن و آنچه خمس در آن واجب است
تا در پس تأمين كارگران زمين روزى ياران او باشد براى حفظ دين خدا و صرف كند در آنچه براى او پيش آمد كند از نظر تقويت اسلام و تقويت دين در راههاى جهاد و جز آن از آنچه مصلحت عموم در آنست، خود والى از آن چيزى ندارد، نه كم و نه بيش.
و براى امام بعد از خمس، حق در انفال است، انفال: هر زمين بائرى است كه صاحبانش نابود شدهاند و هر زمينى كه بىرنج نبَرد و قشون كشى به دست آمده و خود صاحبانش آن را بر وجه صلح به دست خود امام واگذاردند.
و از آن امام است: سر كوهها و ته رودخانهها و نيزارها و هر زمين بائرى كه صاحب ندارد و از آن او است اموال خاصه پادشاهان كفار كه مغلوب اسلام شوند (از اموال منقوله و غير منقوله- از مجلسى ره-) آنچه در دست ايشان باشد و از مالك معين غصب نكرده باشند، زيرا هر مال عصبى بايد به مالكش برگردد، و امام وارث هر كسى است كه وارثى ندارد، امام نانده هر كسى است كه چارهاى ندارد و فرمود: خدا هيچ مالى را وانگذارد مگر آن كه آن را قسمت بندى كرده و به هر ذى حقى، حق او را داده از خاصه (يعنى امام و بنى هاشم- از مجلسى ره-) و عامه مردم ديگر و بىنوايان و مستمندان و هر قسمى از مردم، پس فرمود: اگر در ميان مردم به عدالت رفتار مىشد، همه بىنياز مىشدند، سپس فرمود:
عدالت از عسل شيرينتر است و عدالت نكند مگر كسى كه عدالت را خوب بداند (اشاره است به اين كه نظام مردم در معاش و معاد، درست نشود مگر به وجود امام عادل و عالم به هر آنچه خلق بدان نياز دارند- از مجلسى ره-).
فرمود: شيوه رسول خدا (ص) اين بود كه صدقات و زكات