ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٧٧ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
چنانچه در حال جستجو و انتظار تعيين او به وسيله نمايندگان هم همين كافى است، و به همين اندازه از مردن مانند مردن جاهليت به در آيند، اين در صورتى است كه بداند هر زمانى امامى دارد و اما اگر آن را نداند و جستجو از اصل وجود امام بر او واجب باشد و حجت بر او تمام نباشد مشكل است، و اما قول خدا سبحانه «فَلَوْ لا نَفَرَ ...» الخ طبرسى گفته در معناى آن چند وجه گفتهاند:
١)- بايد از هر قبيلهاى براى جهاد بيرون روند و جمعى هم با پيغمبر (ص) بمانند تا اين جمعى كه ماندهاند قرآن و سنن و فرائض و احكام را از پيغمبر ياد بگيرند، و چون دستههاى اعزامى برگردند هر چه از قرآن پس از مسافرت آنها نازل شده و آن بازماندگان ياد گرفتهاند به آنها كه برگشتهاند ياد بدهند، بگويند خدا بعد از شما به پيغمبر شما قرآنى نازل كرده و ما آن را ياد گرفتيم، و اين دستههاى اعزامى هم آن را ياد بگيرند و اين است معنى قول خدا «وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ» يعنى قرآن را به آنها بياموزند و آنها را بيم دهند بدان، شايد بر حذر شوند و بر خلاف آن عمل نكنند- از ابن عباس و ديگران.
امام باقر (ع) فرمود: اين دستور در وقتى رسيد كه مردم بسيار شده بودند و خدا فرمان داد كه طائفهاى بكوچند و طائفهاى بمانند براى ياد گرفتن دين، و جهاد به نوبت بود.
٢)- ياد گرفتن دين و بيم دادن وظيفه همان دستهاى است كه كوچ كنند و خدا آنها را به چيزفهمى تشويق كرده تا برگردند و آنها كه به جا مانده بيم دهند، و معنى بينائى در دين اين است كه به وسيله آنچه خداى عز و جل به آنها مىنمايد از غلبه بر مشركان و نصرت دين بينا شوند و قوم كفار خود را در برگشت بيم دهند از نبرد با آنها و به آنها گزارش دهند از پيروزى پيغمبر و مؤمنان، و آنها را بيم دهند از نبرد با مسلمانان و آنها در