ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٧٥ - باب ولادت ابى الحسن على بن محمد - نقى(ع)
و امير المؤمنين منصب او را به محمد بن فضل واگذارد و به او فرمان داد: تو را گرامى دارد و احترام كند و به دستور تو و نظر تو كار كند با رعايت تقرب به خدا و تقرب به امير المؤمنين.
امير المؤمنين به تو مشتاق است و مىخواهد با تو تجديد عهد كند و تو را ببيند و اگر براى ديدار او و اقامت در كنار او تا هر زمانى كه به خواهى شادى، خودت و هر كه را بخواهى از خاندان و وابستگان و خدمتكاران و اطرافيانت با مهلت و آرامش حركت مىكنيد، هر وقت بخواهيد بار ميزنيد و هر وقت بخواهيد بار به زمين مىگذاريد و هر طور بخواهيد راه طى مىكنيد و اگر دوست داريد يحيى بن هرثمه وابسته امير المؤمنين هم با قشونى كه دارد در خدمت شما باشند و با شما هم سفرى كنند و بدرقه شما باشند و هر جا بار زنيد، بار زنند و هر طور راه برويد، راه بروند و در فرمان شما باشند تا به حضور امير المؤمنين برسيد. زيرا هيچ كدام از برادرانش و فرزندانش و خاندانش منزلتى پرمهرتر و مقام خانوادگى ارجمندترى نزد او از تو ندارد و او نسبت به آنان شما را از همه بيشتر منظور دارد و به شما مهربانتر و خوش رفتارتر و آسوده خاطرتر است از همه آنها ان شاء الله تعالى و السلام عليك و رحمة الله و بركاته، نگارش ابراهيم بن عباس و صلّى الله على محمد و آله و سلم.
٨- از يعقوب بن ياسر كه گفت: متوكل هميشه مىگفت:
واى بر شما، كار ابن الرضا مرا درمانده و بيچاره كرد، از مَىخوارى با من رو گردان است و از همنشينى من گريزان است و به من هيچ فرصتى در اين كارها نداده، به او گفتند: اگر از خود او مقصودت را به دست نمىآورى، اين برادرش موسى است كه غرق بازى و قرين