ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣٨ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
غنيمتى كه در جهاد بىاذن امام به دست آيد، زيرا بنا بر مشهور همه آن از آن امام است.
يا مقصود برگزيده غنيمت است يا مقصود اين است كه اختيار همه غنيمت و تقسيم آن مانند خمس با امام است و گويا نزاع ميان آن دو لفظى بوده است.
زيرا پيغمبر (ص) و بعد از او امام (ع) به خود مردم و مالشان اولى هستند و مىتوانند در همه آنها تصرف كنند، ولى امام جز در همان چيزهاى مخصوصى كه ابو مالك گفته تصرف نكند يا گفته شود كه معنى اينكه زمين از امام است اين است كه مردم به اجازه و تسليم و حكم او در آن تصرف كنند زيرا امام (ع) هنگام تسلط خود مخالفان را از آن براند و شيعه هم به وسيله ولايت و دستور او در اموال خود تصرف كنند.
هر چه را حكم دهد از آنها نيست و بر آنها روا نيست و بايد دست از آن بردارند و آنچه را هم حكم دهد از آنها است زكاة و خمس و حقوق ديگرى از آنها دريافت كند و آنها چون بندههاى او باشند و زير فرمان اويند و حكمش بر خودشان و مالشان روا است و از آنها ماليات و دستمزد مىگيرد و اين منافات ندارد كه همه آنها به حكم امام مال آنها باشد چنانچه بودن زمين از خدا منافات ندارد كه به همين معنى از امام باشد و منافات ندارد كه املاك از آن صاحبان خود باشند به معنى ديگرى و مخالف با اين قاعده نيست كه طبق آيات و اخبار مردم بر مال خود مسلطند و بدان چه دارند از ديگران اولى هستند و با احكام ديگر مانند فروش و خريد و اجاره و صلح و قرض و معاملات ديگر مخالفت ندارد. پايان نقل از مجلسى (ره).
من مىگويم ملك وضع احاطه به چيزى است كه از آن تعبير مى شود به در بر داشتن، يا در دست داشتن، و مىتوان آن را به ظرف و مظروف تنظير كرد.