ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٤٥ - باب در حقوق واجب امام بر رعيت و حق واجب رعيت بر امام(ع)
خدا را به ياد آن كس آورم كه پس از من والى بر مسلمانان است، كه مبادا رحم نكند بر جماعت مسلمانان (مگر آن كه مهربان باشد بر جمع مسلمانان خ ل) بايد سالخوردگان و بزرگان امت را احترام گذارد به ناتوانان مهر ورزد و از دانشمند آنان احترام كند و بدانها زيان نرساند تا آنها را خوار كند و آنها را به تهى دستى نيندازد تا از دين به در كند و در خانه خود را به روى آنها نبندد تا تواناى آنان ناتوانشان را ببلعد و آنان را در قشونكشىها به سختى نراند (بسيج عمومى نكند خ ل) (همه را در مرزها ساخلو نكند و در آنجا نگهدارد خ ل) تا نسل امتم را قطع كند.
سپس فرمود: من تبليغ كردم و اندرز دادم گواه باشيد، امام صادق (ع) فرمود: اين آخرين سخنى بود كه رسول خدا (ص) بر منبر فرمود.
٥- حبيب بن ابى ثابت گويد: خدمت امير المؤمنين عسل و انجير از همدان و حلوان (شهرى در كردستان بوده است در حدود خانقين) آوردند، آن حضرت به كدخدايان دستور داد يتيمان را حاضر كردند و آنها را بر سر خيكهاى عسل نشانيد تا بخورند و او با قدح آنها را ميان مردم تقسيم مىكرد. و به او عرض شد: يا امير المؤمنين براى چه يتيمان را مأمور ليسيدن در مشكها كرديد؟ فرمود:
امام پدر يتيمان است و من به حساب پدرها آنها را به ليسيدن در خيكهاى عسل واداشتم.
٦- از امام صادق (ع) كه پيغمبر (ص) فرمود: من از هر مؤمنى به خودِ او اولى هستم و على بعد از من بدو اولى و أحق است.