ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩ - باب در بيان حال ١ - كسى كه به ناحق دعوى امامت كند ٢ - كسى كه همه امامان بر حق يا برخى را انكار كند ٣ - كسى كه امامت را براى نااهل اثبات كند
مىفرمود: اين امر را جز صاحبش كسى دعوى نكند جز آنكه خداوند رشته عمرش را ببرد.
٦- امام صادق (ع) فرمود: هر كه با امام بر حق كسى را كه امام بر حق نيست شريك داند، به خدا مشرك است. (زيرا نصب امام خاص به خدا است و عقيده به امام غير منصوب از طرف خدا شركت در كار مخصوص به خدا است).
٧- محمد بن مسلم گويد: به امام صادق (ع) گفتم: مردى به من گفت:
آخرين امام را كه بشناسى، زيانت ندهد كه اوّلى را نشناسى گويد: فرمود: خدا اين را لعنت كند كه من نشناخته دشمنِ اويم، آيا مىتوان امام آخر را شناخت جز به وسيله امام اول.
٨- ابن مسكان گويد: از شيخ (يعنى امام و تعبير بدان از راه تقيه است و مقصود از آن مقتداى عظيم الشأن است و منظور امام كاظم (ع) است- از مجلسى (ره)، پرسيدم از ائمه (ع) فرمود: هر كه يكى از زندهها را منكر شود، محققاً منكر گذشتهها است.
٩- محمد بن منصور گويد: از آن حضرت پرسيدم از قول خدا عز و جل (٢٨ سوره اعراف): «وقتى يك هرزگى كنند گويند پدران خود را مرتكب آن ديديم و خدا ما را بدان دستور داده. بگو خدا دستور به هرزگى نمىدهد. آيا نسبت به خدا چيزى كه ندانيد مىگوئيد»؟
گويد: فرمود: آيا كسى را ديدى كه معتقد باشد خدا دستور داده به