ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٨٣ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
از بيضاوى گفته است: در «ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ» سه وجه است:
١- آنكه (ما) نافيه باشد، و مقصود اين باشد كه پدرانشان انذار نشدهاند، يعنى پدران نزديك آنها كه در دوران فترت بودهاند.
٢- (ما) موصوله باشد و مفعول دوم تنذر باشد، يعنى بيم دهى آنها را بدان چه بيم داده شدند پدرانشان در دوران قديم.
٣- (ما) مصدريه باشد و به تأويل مصدر مفعول مطلق تنذر باشد، يعنى بيم دهى آنها را به همان بيم دادن پدرانشان، و اين مطابق تفسير اين حديث است. از مجلسى (ره)- به آيه دهم استدلال شده است به اينكه تكليف به ما لا يطاق جائز است و حق اين است كه تكليف به امر ممتنع بالذات گر چه عقلًا جائز است ولى واقع نشده به دليل استقراء، و اخبار به وقوع چيزى يا عدم آن منافات با قدرت بر آن ندارد مانند اخبار خدا از عملى كه بنده در آينده به اختيار خود مىكند و با علم به اينكه انذار فائده عملى ندارد براى اتمام حجت است و درك فضيلت رسالت، پايان نقل از مجلسى (ره).
من مىگويم: تكليف جدى به ما لا يطاق از نظر عقل زشت است و صدور آن از خداى حكيم محال است و مورد آيه موضوع امتناع بالاختيار است كه منافات با قدرت و اختيار ندارد و از باب تكليف بما لا يطاق نيست. از مجلسى (ره)- سپس امام شاهدى از قرآن آورده كه مقصود از نور امام است و آن در سوره تغابن است به اين لفظ: «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا» و تغيير عبارت آيه يا از نُسّاخ و روات است يا از خود امام كه نقل به معنى كرده يا در مصحف آنان چنين بوده، و مفسرين نور را به قرآن تفسير كردهاند و آن حضرت آن را به امام تأويل كرده است چون در آيات ديگر مانند آيه إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ و آيه اولو الامر، امام همرديف پيغمبر آمده است و كلمه انزال با آن منافات ندارد زيرا قرآن در باره رسول هم انزال تعبير