ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٨٩
در ١٢ ربيع الاول، لازم آيد كه مدت حمل آن حضرت يا سه ماه باشد يا يك سال و سه ماه با اينكه فقهاى اماميه اتفاق دارند كه مدت حمل كمتر از شش ماه و بيش از يك سال نتواند بود واحدى از علما اين وضع غير عادى حمل را از خصائص آن حضرت نشمردهاند.
جواب اين اشكال اين است كه اين تاريخ بر اساس قانون نسىء است كه در جاهليت معمول بوده و خدا تعالى آن را غدقن كرد و فرمود (سوره توبه):
«همانا نسىء (يعنى تأخير حج از ذى حجه) فزودنى است در كفر».
شيخ طبرسى در تفسير اين آيه از مجاهد نقل كرده كه مردم جاهليت هر دو سال حج را در يكى از ماهها انجام مىدادند، دو سال در ذى حجه و دو سال در محرم و به همين ترتيب تا آخر ماههاى عربى و حج عرب پيش از حجة الوداع پيغمبر در ذى قعده واقع شد و سپس پيغمبر در سال آينده در خود ذى حجه انجام حج نمود و در خطبه خود فرمود:
«هلا زمانه چرخيد تا بدان وضعى رسيد كه خدا آسمانها و زمين را آفريد، سال ١٢ ماه است و چهار ماهش حرام است سه ماه پى در پى ذو القعده و ذو الحجه و محرم و چهارم ماه رجب در ميان جمادى و شعبان» مقصودش اين بود كه شهرهاى حرام بجاى خود برگشته و حج به ذى حجه رسيده و نسىء ملغى شده و پس از اين مقدمه در ضمن بيان مفصلى نتيجه مىگيرد كه حج عرب در سال حمل پيغمبر در جمادى الثانيه بوده و مدت حمل از نه ماه تا ده ماه بوده است. از مجلسى (ره)- آنچه به خاطر مىرسد اين است كه چون مقصود از خلق آدم پيغمبر و ائمه (ع) بودند خدا آدم (ع) را از گل پاك آفريد تا قابل باشد كه اين اشخاص مقدس از آن برآيند و آن گِل را در پدران و مادرانى خوب پرورش داد تا به حد كمال رسيد در عبد اللَّه و عبد المطلب و اين دو وجود مقدس را از آنها آفريد.