ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٨٩ - در فضائل ابو طالب
كردند و شرك را عيان داشتند و خود دو بار به آنها مزد داد.
٢٩- اسحاق بن جعفر از پدرش امام صادق (ع) گويد: به آن حضرت عرض شد: آنها پندارند كه ابو طالب كافر بوده است، فرمود: دروغ مىگويند، چه گونه كافر بوده با اين كه مىگويد:
|
آيا مىدانيد شما كه ما |
دريافتيم محمد را هلا |
|
|
پيغمبرى چنان كه بود موسى |
نوشته در سر كتابها |
|
در حديث ديگر است كه چگونه ابو طالب كافر بود و مى گفت:
|
دانستهاند همه به يقين، فرزند ما به دروغ |
منسوب نيست در بر ما، بيهوده را نسزد |
|
|
ابر از رخش طلبد باران كه هست سپيد |
باشد پناه يتيم، عصمت به بيوه دهد |
|
٣٠- امام صادق (ع) فرمود: در اين ميان كه پيغمبر (ص) در مسجد الحرام بود و جامههاى نوى در برداشت مشركين بر او بچهدان ماده شترى افكندند و جامه او را سراسر آلوده كردند، از اين بدكردارى تا خدا مىخواست دل آزرده شد و نزد ابو طالب رفت و به او فرمود: اى عمو حَسَب من در ميان شما هاشميان چگونه است؟
فرمود: برادرزادهام مگر چه شده است؟ مطلب را به او گزارش داد، ابو طالب حمزه را خواست و شمشير برداشت و آن