ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٦٢ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
مجلسى (ره) گويد در تفسير عياشى بعد از قول او «إِلَى الظُّلُماتِ» زيادتى دارد و آن اين است:
گويد: گفتم مگر مقصود از آن كفار نيست، چون خدا فرمايد «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا» گويد امام در جواب فرمود: كافر چه نورى دارد كه از آن بر آيد و به ظلمات در آيد، همانا مقصود اين است كه آنها در پرتو اسلام بودند، يعنى فطرت اسلام زيرا هر نوزادى به فطرت خداشناسى و اسلام زائيده شود، يا منظور آيه جمعى است كه پيش از مرگ پيغمبر (ص) مسلمان بودند و پس از وى برگشتند از اسلام به وسيله پيروى از سركشان و پيشوايان گمراهى، و امام استدلال كرده كه آيه در باره آنها است به اينكه بايد نورى داشته باشند تا آنها را از آن بيرون برند و وجوه ديگر ناجور و زور است و آيه در باره اينها نازل شده چنانچه «مجاهد» در ميان مفسرين آن را برگزيده و تفسير عياشى هم مؤيد آن است.
و نكته اينكه نور را به لفظ مفرد آورده و ظلمات را به لفظ جمع اين است كه دين حق و راه حق يكى است و آن راه راست است كه كوتاهترين خط پيوست ميان هر فرد است و نقطه سعادت ابدى ولى دينهاى باطل و پرتگاههاى گمراهى بسيار است و در هر دو طرف اين خط مستقيم نورانى است كه كيش قويم است و از همه كيشهاى باطل بر كنار است. از مجلسى (ره)- رعيت مردمى باشند كه پيروى از امامى دارند، آن امام نيكو كار باشد يا بد كردار، «في الاسلام» قيد رعيت است يعنى در ظاهر اسلام، «كل امام جائر» يعنى هر كدام از ائمه جور باشد نه مقصود همه آنها باشد كه حكم روى پيروى از كل آنها آمده باشد، و گفتهاند كه پيروى يك امام جائر در حكم پيروى همه امامان جور است ...، (كلّ امام عادل) هم همين معنى را دارد، يعنى هر امام بر حقى در هر زمانى يا مقصود تصديق به همه امامان حق است به اين كه معتقد باشد هيچ زمانى از