ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٣٣ - در خمس غنيمت
٢٣- از على بن الحسين بن عبد ربه، گفت كه امام رضا (ع) يك صلهاى براى پدرم روانه كرد، پس پدرم به آن حضرت نوشت:
آيا در آنچه شما براى من فرستاديد، خمس واجب است؟
در پاسخ به او نوشت: بر تو خمس واجب نيست در آنچه صاحب خمس براى تو روانه كرده است.
٢٤- از ابراهيم بن محمد همدانى، گفت: من به امام هادى (ع) نوشتم كه: على بن مهزيار نامه پدرت را براى من خوانده كه آنچه را بر صاحبان مزارع واجب دانسته، نصف يك ششم است، پس از رد مخارج و نوشته است كسى كه در آمد مزرعهاش، كفايت مخارج او را نكند، نصف يك ششم و جز آن بر او نيست و كسانى كه نزد ما هستند، در معنى مضمون اين نامه اختلاف دارند، گويند: در درآمد مزارع و باغات، خمس بعد از اخراج مخارج است و مقصود از مخارج، مخارج خود مزرعه است و خراج و مالياتى كه بايد داد، نه مخارج خود شخص و عيال او، امام در پاسخ نوشت كه:
يعنى پس از مخارج خود و عيالش و بعد از خراج سلطان.
٢٥- محمد بن زيد طبرى گويد: مردى از بازرگانان فارس كه از پيروان امام رضا (ع) بود، به آن حضرت نامهاى نوشت و در باره خمس، اجازه خواست، در پاسخ او نوشت كه:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به راستى خدا واسع است و كريم، بر هر كارى ضامن ثواب است و بر تنگ نظرى غم و اندوه، هيچ مالى حلال نيست مگر از راهى كه خدايش حلال كرده است و به راستى، خمس كمك ما است بر دين ما و بر عيالات ما و بر دوستان ما و وسيله بذل و بخشش ما است و حفظ آبروى ما از كسى كه از او بيم داريم، آن را از ما دريغ نداريد و خود را از دعاى ما محروم