ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١٠ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
عدى را از بنى عجلان خواست و فرمود: برويد به اين مسجدى كه اهل آن ستمكارند و آن را ويران كنيد و بسوزانيد و آنها شتافتند تا به قبيله بنى سالم بن عوف تبار مالك بن دخشم رسيدند و مالك به معن گفت: به من مهلت بده تا از خانهام آتشى بياورم، و به خانه خود رفت و شاخه خرمائى را شعلهور ساخت و به دست گرفت و با هم دويدند تا وارد آن مسجد شدند و در حالى كه مردم آن در وى جمع شده بودند آن را سوزانيدند و ويران كردند و جمعيتِ آن پراكنده شدند و در باره آنها آيات معروفه قرآن نازل شد كه:
«و آن كسانى كه مسجدى بر پا كردند براى زيان و كفر و تفرقه مسلمانان» تا آخر داستان و آنها كه اين مسجد را بنا كردند دوازده تن بودند:
١- حذام بن خالد از بنى عبيد بن زيد، يكى از خاندانهاى تيره عمرو بن عوف كه از خانه او مسجد شقاق جدا شده بود.
٢- ثعلبة بن حاطب از بنى امية بن زيد.
٣- معتب بن قشير از بنى ضبيعة بن زيد.
٤- ابو حبيبة بن ازعر از بنى ضبيعة بن زيد.
٥- عباد بن حنيف برادر سهل بن حنيف از بنى عمرو بن عوف.
٦- جارية بن عامر.
٧- مجمع بن جارية بن عامر.
٨- زيد بن جارية بن عامر.
٩- نبتل بن حارث از بنى ضبيعة.
١٠- بحزج از بنى ضبيعة.
١١- بجاد بن عثمان از بنى ضبيعة.
١٢- وديعة بن ثابت از بنى امية تيره ابى لبابة بن عبد المنذر.
از شدت عملى كه پيغمبر راجع به ويران كردن مسجد ضرار از خود نشان داد و از انتقاد شديد قرآن نسبت بدان، به خوبى روشن است كه قصد