ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٩٩
مُرد، نه روز اقرار به نبوت (يا روز اقرار به نبوت خ ل) و شايد متعلق به هر دو باشد و مقصود اقرار ظاهرى باشد كه ديگران دانستند.
٢- سؤال از اين باشد كه پيغمبر در باره ابو طالب مسئوليتى دارد و در هدايت او تقصير كرده يا نه؟ امام جواب داد: ابو طالب مؤمن مُرد، زيرا او خود حامل وصاياى سلف بود براى پيغمبر و چگونه بىايمان بود؟ سائل گفت: در اين صورت مسئوليت هر دو بيشتر است زيرا با دليل روشن ابى طالب مسلمان نشده؟ امام فرمود: مسلمان شد و از دنيا رفت.
٣- بعضى افاضل در توضيح سؤال دوم گفته: مقصود اين است كه اگر ابو طالب حجت بر پيغمبر بود نبايد وصايا را به او داده باشد و بايد نزد خودش باشد. پايان نقل از مجلسى (ره).
ولى آنچه به نظر مىرسد اين است كه مقصود از جواب سؤال دوم اين است كه اگر ابو طالب پيرو پيغمبر بود و پيغمبر بر او حجت و امام بود نبايد وصيت از دست او به پيغمبر برسد، زيرا نمىشود رعيت امام و حجت، حامل وصيت به او باشد و بنا بر اين تا زمانى كه وصايا را به پيغمبر تسليم نكرد در جزء رعايا و تابعين آن حضرت در نيامد و به تكليف خود عمل مىكرد، و چون سائل از جواب دوم فهميد كه ابو طالب از نظر دينى در تابعين پيغمبر اسلام وارد نشده سؤال سوم را طرح كرد كه در اين صورت ابو طالب از نظر مسلمانى چه وضعى دارد و خلاصه مسلمان از دنيا رفته يا نه؟
امام جواب داد: آرى ابو طالب مسلمان از دنيا رفته ولى در مسلمانى ادامه زندگى نداده، زيرا همان روزى كه وصايا را به پيغمبر داده و رسماً وارد مسلمانى شده است از دنيا رفته و نتيجه اينكه ابو طالب مسلمان و تابع پيغمبر مرده است ولى در مسلمانى زيست نكرده.
حاصل اينكه يك بار حال ابو طالب از نظر مقررات اسلامى مورد بررسى واقع مىشود كه بر اساس اقرار علنى به اداى شهادتين و اجراء مقررات