ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٩ - باب وظيفه واجب مردم در صورت در گذشت امام(ع)
موضوع سخن كردى و پرسش نمودى؟
من گفتم: آرى، راوى گويد: امام (ع) در اينجا:
١- ياد آور آياتى شد كه خدا در باره على (ع) فرو فرستاده است. ٢- ياد آور شد آنچه را رسول خدا (ص) به على (ع) در باره حسن و حسين (ع) فرموده: و آنچه را در باره على (ع) به خصوص فرموده است.
٣- ياد آور شد آنچه را رسول خدا (ص) در باره على (ع) راجع به وصيت به وى و نصب او به خلافت فرموده و آنچه به آنها مىرسد از گرفتارى و مصيبت.
٤- يادآور شد اقرار و اعتراف حسن و حسين (ع) را نسبت بدان. ٥- ياد آور شد وصيت كردن على (ع) را به حسن و تسليم شدن حسين (ع) را به امامت او به وسيله قول خدا (٦ سوره احزاب): «پيغمبر أولى و أحق است به مؤمنين از خودشان (يعنى اختيار امور آنها را دارد) و زنان او مادران آنهايند و أولو الارحام بر يك ديگر مقدم و صاحب اختيارند در كتاب خدا».
من گفتم: بىترديد مردم در باره امام باقر (ع) سخنها گفتند و اعتراض آنها اين بود كه چگونه امامت از ميان همه اولاد پدرش به او رسيد با اين كه در ميان آنها برادرانى داشت كه در خويشى با او برابر و در سن از او بزرگتر بودند (چون زيد بن على) و برادران كوچكتر هم داشت كه امامت به آنها هم نرسيد (يا مراد اين است كه در باره امام باقر اعتراض كردند راجع به اين كه امام صادق را وصى خود نمود با اين كه زيد برادر بزرگترش زنده بود و عبد الله پسر بزرگترش هم زنده بود (با اندكى تصحيح از مجلسى ره).
امام (ع) فرمود: امام به سه خصلت شناخته شود كه در