ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩٩ - باب نهى از سر كشيدن بر قبر پيغمبر(ص)
آنچه در آن است براى آنها، هيچ لكه سياهى در آن نباشد. فرمود:
يعنى ستيزهاى از دشمن در آن نماند و اين كه در آن باشد هر چه را بخواهند و دوست دارند و رسول خدا (ص) از همه ائمه و شيعيانشان پيمان براى اين موضوع گرفت (از همه امت و شيعههاى ما پيمان بر اين موضوع گرفت خ ل) و همانا درود و سلام بر آن حضرت يادآورى اين پيمان و تجديد آن است بر خداوند تا شايد خدا عز و جل در انجام آن تعجيل كند و بشتابد به آماده كردن صلح و سلامت براى شما نسبت به همه آنچه در جهان است.
٤٠- عبد الله بن سنان گويد: از امام صادق (ع) شنيدم مى فرمود: بار خدايا رحمت فرست بر محمد برگزيده تو، دوست تو و همراز تو، كه تدبيركننده امر تو است.
باب نهى از سر كشيدن بر قبر پيغمبر (ص)
١- جعفر بن مثنى خطيب گفت: من در مدينه بودم كه مقدارى از سقف مسجد كه به قبر پيغمبر (ص) مشرف بود فرو ريخت و كارگرها بالا مىرفتند و پائين مىآمدند، ما جمعى بوديم، من به اصحاب و هم مذهبان خودمان گفتم: كدام از شما وعده داريد و وقت گرفتيد كه امشب خدمت امام صادق (ع) برويد؟ مهران بن ابى نصر گفت من، اسماعيل بن عمار صيرفى هم گفت من، ما به آن