ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٨٥ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
مُكب، نابينا است كه پايش ميلنگد و به زمين مىافتد و مقصود از سوى، آدم بينا است كه راه را درست مىبيند و بىلغزش راه مىرود. از مجلسى (ره)- اينكه فرمود گفتند محمد كذاب است، تفسير شاعر است، زيرا مقصود از شاعر كسى است كه با هر نيرنگ دروغ را رواج مىدهد كه يكى وزن و قافيه است و بناچار بايد پايه سخن آنان بر اين باشد كه گفتارش از خيالات شعريه و امور باطله است و ساخته شده زيرا در اينكه قرآن شعر به معناى نظم معمولى نيست هيچ كس شك نداشته.
قطع و تين، بريدن رگ دل است با گردن زدن. از مجلسى (ره)-
«قلت هذا تنزيل»
يعنى كلمه «بوصيك» هم نازل شده؟ و تأويلات گذشته در اين مىآيد، زيرا تكذيب در امر وصى تكذيب به موصى است. از مجلسى (ره)- من گويم: شك نيست در اينكه كسانى كه در باره ائمه (ع) ستم كردند بدترين فجار و كفارند، قوله: يعنى امير المؤمنين، ظاهر اين است كه كلمه هذا در آيه اشاره به امير المؤمنين (ع) است و آن باطن آيه است و يا اشاره به عذابى است كه مترتب بر ترك ولايت است و مقصود از تنزيل در اينجا تأويل است چنانچه در نمونههاى گذشته بيان شد، و ممكن است در قرائت ائمه بعد از هذا كلمه امير المؤمنين موجود باشد. از مجلسى (ره)- تفسير روزى به ولايت، تفسير كردن روزى است به روزى روحانى، يا مقصود معنى اعم است و فرد اشرف آن را كه ولايت است يادآور شده به خصوص زيرا آن اصل و مايه سائر علوم و معارف است و هيچ علم و معرفتى به دست نيايد جز به وسيله همان ولايت و پيروى ائمه و استفاده از سرچشمه سرشار علوم آنها و زيادتى حرث را به كثرت منافع دنيويه تفسير كرده يا به اعم از آن و از علوم و معارفى كه از ائمه نشر شده و آخرت را به رجعت و دولت قائم (ع) تفسير كرده براى آنكه اكثر آيات