ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٥٦ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
به دوستدارى پيشواى بر حق بر گزيدند زيرا امام بر حق برابر توزيع مىكرد و ديگران، بزرگان و اشراف را مقدِّم مىداشتند و آنها به آنها رو كردند و بدانها نيرومند شدند و ولايت آن حضرت را آخرت تعبير كرده است زيرا سبب زندگى جاويدان ديگر سراى است كه هم بهتر و هم پايندهتر است. از مجلسى (ره)- اين آيه در سوره بقره است بدين روش:
«و هر آينه به موسى كتاب داديم و پس از وى به دنبالش رسولانى فرستاديم و به عيسى بن مريم بينات داديم و با روح القدس او را تأييد كرديم، پس آيا هر آنگاه رسولى براى شما بياورد آنچه را دلخواه شما نيست سر بزرگى كنيد و دستهاى را دروغگو شماريد و دستهاى را بكشيد».
ظاهر خطاب با يهود است و اگر مقصود امام نزول با اين عبارت باشد وجه آن گذشت كه سببش دشمنى آنان با على (ع) بود و براى آنكه حامى دين و حافظ ملت مسلمين بود مىخواستند او را از ميان ببرند. از مجلسى (ره)- مخطوطة، يعنى نوشته شده و اين تصريح است در تنزيل با اين تعبير و تأويل به اينكه مقصود ثبت شرح و تفسير آيه است، يا مقصود نوشتن در كتابى است كه نزد ائمه است جز قرآن بعيد است. پايان نقل از مجلسى (ره).
من مىگويم: دعوى صراحت خبر كه آيه قرآن به اين لفظ بوده است ابعد است. از مجلسى (ره)- به طور خلاصه، پيش از اين داستان دو برادر است يكى مؤمن و ديگرى كافر، آن كافر را دو باغ آباد بود و ناسپاسى خدا كرد، و آن مؤمن تُهى دست بود و به اندرز وى پرداخت و سوى نبخشيد و به دنبال ناسپاسى او آتش در باغش افتاد و همه را سوخت و ويران كرد و او انگشت پشيمانى به دندان گزيد و چارهاى نتوانست و آرزو كرد كه كاش كفر نورزيده بود.