ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٣ - باب مواليد ائمه عليهم السلام يعنى وضع آنها در حال تولد
نورى براى او عيان شود كه آن را ببيند و ديگرى جز پدر امام آن را نبيند و چون او را بزايد نشسته باشد و برايش گشايشى شود كه چهار زانو بيرون آيد و بچرخد روى زمين تا برابر قبله گردد هر سو كه باشد، سپس سه بار عطسه كند و با انگشت براى حمد خدا اشارت نمايد، شاد و ختنه شده به دنيا آيد، دندانهاى چهارمين او (كه پهلوى جفت دندانهاى پيشين است) از بالا و پائين و دندانهاى نيش او و دو دندان دنبال آنها كه ضواحك خوانند (زيرا هنگام خنده ظاهر شوند) بر آمده باشد و جلوى او نورى باشد كه چون شمش طلا بدرخشد و تا يك شب و روز از دو دستش سيل طلا روان است، و انبياء همچنين باشند چون زائيده شوند و همانا اوصياء آويزههاى انبياء باشند.
٦- جميل بن درّاج از چند تن اصحاب ما روايت كرده است كه آن حضرت فرموده: در باره امام سخن نكنيد، زيرا امام از وقتى در شكم مادر است سخن را مىشنود و چون مادر او را به زمين نهد، فرشته ميان دو ديده او مىنويسد: «و به كمال رسيد كلمه پروردگارت به راستى و عدالت تبديلكنندهاى براى كلمات او نيست و او است شنوا و دانا» و چون به امر امامت قيام كند براى او در هر شهرى منارهاى افراشته گردد كه به وسيله آن، كردار مردم را بنگرد.
٧- محمد بن عيسى بن عبيد گفت: من و ابن فضّال نشسته بوديم كه يونس آمد و گفت: من خدمت امام رضا (ع) رسيدم و به او گفتم: قربانت، مردم در باره عمود، سخن بسيار گفتهاند، گويد: به من فرمود: اى يونس رأى تو در باره آن چيست؟ نظرت اين است كه يك عمود آهنى است كه براى صاحب تو برافرازند؟ عرض