ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٨٨ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
شود اول كس باشد كه اسلام آورده و آن على بن ابى طالب است، و هم فرمود:
فرشتهها بر من و على هفت سال صلوات فرستادند زيرا جز من و او كسى از مردها نماز نمىخواند، و مانند اين روايات، و از اينجا ثابت شد كه ايمان او از روى يقين و معرفت بوده نه صرف تقليد و تلقين، خصوص كه پيغمبر آن را ايمان و اسلام ناميده و آنچه بچه از راه تقليد و تلقين اظهار دارد به طور مطلق اسلام و ايمان نيست.
٤- خود امير المؤمنين سابقه اسلام خود را مدح خود دانسته و از مفاخر خود شمرده و بر دشمنان خود بدان احتجاج كرده و در مقامهاى چندى آن را مكرر كرده، و اگر ايمان او چنانچه ناصبىها گويند معتبر نبود، روا نبود كه آن را مدح خود داند و عبادت نامد و بدان ببالد و خود را بدان بر ابى بكر و عمر برترى دهد و به ناچار مخالفان او بر او اعتراض مى كردند، و چون چنين اعتراضى نكردند و قبول كردند دليل بر فساد گفتار ناصبىها است.
٥- پيغمبر، على (ع) را در حالى دعوت با اسلام كرد كه كار خود را نهان مىداشت و از دشمن مىهراسيد، اگر به على (ع) از همه جهت اعتماد داشت اين اعتماد دليل بر كمال عقل و شايستگى على (ع) است، و اگر به او اعتماد نداشت به حفظ اسرار و انضباط تام در امر اسلام در اين صورت تقصير كرده است و خلاف حكمت و تدبير عمل كرده و پيغمبر از اين نقصان و هر نقصانى مبرّا است و خدا مقام او را اجلّ شمرده و گفتار كسانى كه به او چنين نسبتها دادند دروغ شمرده، در اين صورت مقصود ناصبىها از طعن در ايمان على (ع) عيب كردن رسول (ص) و نكوهش از افعال او و توصيف او است به عبث و تفريط، به طور خلاصه ترجمه شد. از مجلسى (ره)- از اين حديث ظاهر مىشود كه غسل دهنده