ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٠١ - باب ولادت ابى محمد - حسن بن على(ع)
و علم نَسَبها و مرگها و حوادث آينده را مىدهد و اگر چنين نباشد، ميان حجت و امام با رعيت و مأموم فرقى نيست.
١٢- از اقرع، گويد: نوشتم به ابى محمد (امام عسكرى ع) و از او پرسيدم امام (ع) محتلم مىشود؟ و چون نامه تمام شد با خود گفتم: احتلام يك كار شيطانى است و محققاً خدا دوستان خود را از آن در پناه گرفته، در پاسخ به من رسيد كه: حال امامان در خواب چون حال آنها است در بيدارى، خواب چيزى از وضع آنها را ديگر گون نكند و محققاً خدا دوستان خود را از دستبُرد شيطان پناه داده چنانچه با خود گفتى.
١٣- حسن بن ظريف گويد: در سينه من خطور كرد كه دو مسأله را بنويسم به امام ابى محمد (ع) و از او بپرسم، و نوشتم و از آن حضرت پرسيدم كه: چون امام قائم ظهور كند به چه حكم مىكند و مجلس قضاوتش در ميان مردم كجا است، و مىخواستم از آن حضرت بپرسم در باره داروئى براى تب نوبه ٢ روز نه يك روز، و از پرسش راجع به تب غفلت كردم.
در پاسخ نامه رسيد كه چون امام قائم قيام كند ميان مردم به علم خود قضاوت كند مانند قضاوت داود (ع) و گواه نطلبد و تو مى خواستى از علاج تب ربع بپرسى و فراموش كردى، در يك ورقهاى بنويس و به تبدار بياويز كه به اذن خدا بهبودى يابد ان شاء الله «يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ»، پس آنچه را ابو محمد گفته بود به تبدار آويختم و خوب شد.
١٤- از اسماعيل بن محمد ... گفت: نشستم سر راه ابى محمد