ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٣١ - باب در آنچه وارد است كه حديث آنان سخت است و سختگير
بنمايد و مؤمن آن را تحمل نمىكند تا آن را به مؤمن ديگرى (ما فوق خود) بنمايد، اين است معنى قول جدّ من.
٥- ابى بصير گويد: امام صادق (ع) فرمود: اى ابا محمد به راستى نزد ما به خدا سرّى است از خدا و علمى است از علم خدا كه به خدا سوگند هيچ فرشته مقرب و پيغمبر مرسل و مؤمنى كه خدا دلش را به ايمان آزموده متحمل آن نتواند شد، به خدا موظف نكرده است بدان خداوند احدى را جز ما و به بندگى خود نگرفته است بدان احدى را جز ما و نزد ما بعضى اسرار و بعضى از علم خدا است كه به ما دستور داده آن را به ديگران تبليغ كنيم از طرف خدا و ما آن را از طرف خدا عز و جل تبليغ مىكنيم و براى آن محلى و اهلى و حاملى دريافت نمىكنيم كه آن را تحمل كنند و بفهمند تا خدا براى آن مردمانى را بيافريند از همان گلى كه محمد و خاندان و ذريّه او را آفريده و آنها را از فضل و رحمت خود چنان بسازد كه محمد و ذريّه او را ساخته و ما به آنها آنچه را دستور داشتيم تبليغ كرديم و آن را پذيرفتند و تحمل كردند و فهميدند و آن اسرار علم الهى از ما بدانها رسيد و پذيرفتند و فهميدند و نام ما را شنيدند و دل به معرفت و حديث ما دادند و گر نه نبود كه از آن آفريده شده بودند مسلماً چنان نبودند، نه به خدا آن را تحمل نمىكردند و نمىفهميدند.
سپس فرمود: به راستى خدا مردمانى را براى دوزخ آفريده و براى آتش و ما دستور داشتيم به آنها تبليغ كنيم و تبليغ كرديم به آنها و به دل آنها نچسبيد و دلشان از آن نفرت كرد و آن را به ما برگردانيدند و متحمل آن نشدند و آن را دروغ شمردند و گفتند