ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٩٩ - باب ولادت ابى محمد - حسن بن على(ع)
خدا مىفرمايد (١٥ سوره توبه): «و نگرفتند در برابر خدا و نه رسولش و نه مؤمنان پشتيبانى» و در دل خود گفتم: ولى در نامه نوشته بودم كه مقصود از مؤمنين در اينجا كيانند؟ جواب برگشت كه: مقصود از وليجه: كسى است كه او را در برابر امام بر حق علم مىكنند و پيشوا مىسازند و با خود گفتى كه مؤمنين كدامند در اينجا؟ مؤمنين همان امامان بر حق هستند كه از طرف خدا به مردم سند امان مىدهند و خدا امان آنها را امضاء مىكند.
١٠- از ابو هاشم جعفرى گويد: به ابى محمد (ع) شكايت كردم از تنگى زندان و فشار كند و زنجير، به من پاسخ نوشت كه:
تو امروز نماز ظهرت را در منزلت مىخوانى، و هنگام ظهر مرا در آوردند و نماز را در منزل خود خواندم چنانچه امام (ع) فرمود، من در تنگى معيشت بودم و مىخواستم در نامه خود چند اشرفى از آن حضرت بخواهم شرمم آمد ولى چون به منزلم رسيدم صد اشرفى براى من فرستاد و نوشت: چون نيازى دارى شرم مدار و ملاحظه مكن و آن را بخواه كه دل خواه خود را بينى ان شاء الله.
١١- از ابو حمزه نصير خادم گفت: بارها شنيدم كه ابى محمد امام عسكرى (ع) با غلامان خود به زبان آنها سخن مىگفت، با تركها تركى و با روميها رومى و با صقلبيها به زبان آنها، من تعجب كردم و گفتم: امام در مدينه متولد شده و تا پس از فوت ابو الحسن (امام نقى ع) به كسى عيان نشده و أحدى او را نديده و چگونه همه زبانها را مىداند؟ من با خود چنين مىگفتم، آن حضرت به من رو كرد و فرمود: خدا تبارك و تعالى حجت خود را از همه خلق ديگرش از هر جهت ممتاز مىكند و به او علم هر زبانى