ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٦٥ - باب ولادت ابى جعفر محمد بن على(ع)
ياران آن حضرت به وى شكايت كردند از گرسنگى و تشنگى.
گويد: آن حضرت به كوهى بر آمد كه بالا سر شهر بود و به اهل شهر رو كرد و به آواز بلند فرمود: اى اهل شهرى كه مردمش ستمكارند، من همان بقية اللَّهم كه خدا مىفرمايد (٨٦ سوره هود):
«بقية الله براى شما بهتر است اگر باشيد مؤمن و نيستم من نسبت به شما خشمگين».
گويد: در ميان آنها پيره مرد سالخوردهاى بود، نزد مردم شهر آمد و به آنها گفت: اى مردم، اين ندا به خدا همان دعوت شعيب است كه به خداوند سوگند، اگر در بازار را به روى اين مرد نگشائيد شما از بالاى سر و از زير پاى خود گرفتار شويد، اين بار مرا تصديق كنيد و در آينده مرا دروغگو شماريد زيرا من براى شما خير خواهم.
گويد: شتافتند و براى محمد بن على و يارانش خوار و بار بردند و خبر آن، شيخ به هشام پسر عبد الملك رسيد و فرستاد و او را خواست و به شام برد و كس ندانست كه چه بر سرش آوردند.
٦- امام صادق (ع) فرمود: محمد بن على (ع) پنجاه و هفت سال داشت كه وفات كرد، وفاتش در سال يك صد و چهارده هجرت بود، پس از پدرش على بن الحسين (ع) نوزده سال و دو ماه زنده بود.