ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٩٣
«خدا وحى كرد به بنده خود آنچه را وحى كرد».
و گفتهاند همه اين ضميرها به خدا بر مىگردد و مقصود از شديد القوى خداوند است چنانچه در وصف خود فرموده است (٥٨ سوره ذاريات): «او است رزّاق و صاحب نيروى محكم» و نزديك شدن به او از نظر بالا بردن درجه او است و تدلى به وى كنايه از جذب او است به سراسر هستى او به آستان قدس الهى. انتهى.
جوهرى گفته: گويند ميان آن دو قاب قوس فاصله است يعنى به اندازه يك كمان- در اين حديث آن را به فاصله ميان سر دسته كمان تا سر آن تفسير كرده و مبهم است و منطبق با لغتى كه نقل شد نيست و شايد مقصود فاصله سر كمان تا وسط آن يا دستگيره آن باشد.
مقصود از حجاب پرده معنوى فاصل ميان ممكن و واجب است كه مانع وصول به كُنه واجب است و آنچه را تواند شناخت به اعتبار تناسب و استعداد او است و اين امكان چون پردهاى ميان او و حق افتاده است كه با تابش هر چه بيشتر نور حق در آن نتواند كُنه ذات را دريابد و چون شعاع ديده رُبا جلوه كند، چون برقى جهنده، و از آميزش اين پرتو وجود واجب به سر حد امكان رنگى تيره بر آيد كه به زبرجد نمايد بمانند شيشهاى كه در پشت آن نور باشد (شيشه معمولى كه تار است).
به طور خلاصه نقل شد و مجلسى پس از شرح حديث گويد:
يك فائده مهم:
بدان كه اين دو خبر از اخبارى هستند كه دلالت بر معراج پيغمبر دارند آيات در اين زمينه بسيار است و اخبار از طريق خاصه و عامه متواتر است و از امام صادق (ع) روايت شده كه هر كه چهار چيز را منكر باشد شيعه ما نيست: ١- معراج. ٣- خلق بهشت و دوزخ.
٢- سؤال و جواب در قبر. ٤- شفاعت.