ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٧ - باب مواليد ائمه عليهم السلام يعنى وضع آنها در حال تولد
كه او را حيوان نامند و بر بازوى راست او بنويسد: «تمام شد كلمه پروردگار تو به راستى و عدالت، ديگرگونكنندهاى براى كلمات او نيست و او است شنوا و دانا».
و چون از شكم مادر بيفتد با دو دست بر زمين آيد و سَر به آسمان بلند دارد و سرّ اين كه دو دست بر زمين دارد اين است كه هر دانشى را كه خدا از آسمان به زمين نازل كرده قبضه كند و اين كه سَر به آسمان دارد براى اين است كه يك منادى از درون عرش از طرف ربّ العزة و از افق اعلى به نام او و نام پدرش فرياد كند، گويد: اى فلان پسر فلان، ثابت باش تا بر جا بمانى، براى عظمت آفرينشى كه از تو كردم، تو برگزيده خلق منى و راز دار و گنجينه دانش من هستى، تو امين بر وحى و خليفه من هستى در زمين من، به تو و كسانى كه رشته ولايت تو دارند رحمت خود را بايست كردم و بهشت خود را بخشيدم و همه را در جوار خود پذيرفتم و پس از آن به عزت و جلال خود سوگند كه بر هر كه با تو دشمنى ورزد سختترين عذاب خود را برافروزم و اگر چه در دنيا به او وسعت رزق دهم، و چون آواز منادى حق به پايان رسد آن امام نوزاد در حالى كه دو دست بر زمين نهاده و سر به آسمان برداشته مىگويد:
«خدا خود گواهست كه جز او شايسته پرستشى نيست و ملائكه و دانشمندان هم گواهند، بر پا است به داد و عدالت، نيست شايسته پرستش جز او كه عزيز و حكيم است». فرمود: چون چنين گويد: خدا به او علم اول و علم آخر دهد و مستحق آن شود كه روح در شب قدر از او ديدن كند.
من گفتم: قربانت، روح همان جبرئيل نيست؟ در جواب فرمود: روح از جبرئيل بزرگتر است، همانا جبرئيل از فرشتهها است