ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٥١
اين روايت جامع و مفيدى است در مقام بيان نظم كلى اقتصاد اسلامى و اعتبار حقوقى كه در آن تشريع شده و هم بودجه بندى كلى و جزئى نظر عموم مردم و از نظر دستگاه رهبرى جامعه و مطالب زير از آن به خوبى استفاده مىشود:
نكته يكم- زكاة به عنوان يك حق اجتماعى تشريع شده است براى رفع فقر عمومى زيرا در اجتماع است كه كارگران به وجود مىآيند و سرمايه در آن به كار مىافتد و مردم عليل و پير و ناتوان و مستمند و فقير در اجتماع انسانى بمانند حاشيه و مرز جامعه هستند و جامعه مسئول اداره آنها است و بقاى اجتماعى در ده يا شهر يا بيابان نيازمند يك امورى است كه مسئول معينى ندارد و همه بايد در انجام آن كمك كنند، چون راه سازى و پل سازى و دفاع از دشمن كه به عنوان سبيل اللَّه تعبير شده است، زكاة در تشريعات اسلام بودجهاى است كه براى اداره ناتوانان و مستمندان و اجراء امور عمومى معين شده است و به اين مناسبت هر چه كار و در آمدى كه توليد محصولات كند به اجتماع نزديكتر باشد و نياز آن به جامعه بيشتر باشد، در آن سهم بيشترى براى زكاة اعتبار شده است. زكاة در مقررات اسلام يك مراتب مختلفى دارد و بر يك نظر اقتصادى اجتماعى دقيقى تشريع شده است و در دو قسمت محصولات كشاورزى و دام پرورى اعتبار شده است زيرا اين دو قسمت هستند كه درآمد حقيقى اجتماع را تشكيل مىدهند و سائر در آمدهاى اجتماعى مانند محصول صنعتى و كارخانجات بر آنها وابستهاند و بايد ماده خام خود را از آنها آماده كنند، در اين زمانه پارهاى صنايع به وجود آمده است كه ماده خام آن همان خاك و يا سنگ است چون بلور سازى و سيمان مثلًا محصولات آنها جزء حوائج درجه اول و عمومىِ اجتماع انسانى نيست بلكه مىتوان گفت محصولات آنها تجملى است و در درجه دوم حاجتمندى است براى آن كه حوائج درجه اول جامعه انسانى همان غذا و لباس است كه بدون آنها زندگانى