ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣٤ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
آنكه براى آنها زيان نداشته باشد مانند حد ولايت اجبارى پدر و جد بر فرزند صغير خود، يا آنكه مقيد به اين شرط هم نيست، و اگر بر ضرر فرد هم باشد بر او نافذ است چنانچه از اولويت نسبت به خود فرد مىتوان فهميد.
از اينكه بعد از نقل امام از وى راجع به معنى اين عبارت پرسش شده فهميده مىشود كه مفهوم عبارت روشن نبوده و استفاده سلطه حكومت مطلقه از اين عبارت چنانچه ظاهر آن است مستبعد بوده و از اين رو امام (ع) آن را بر وجه سابق توجيه كرده است، و به هر حال فهم اين معناى سوم از عبارت با عمومى كه از اولويت بر نفس استفاده مىشود از نظر حقوقى در فقه مورد قبول واقع نشده است به اين معنى كه پيغمبر و امام حق ندارند بدون اجازه ملك كسى را تصرف كنند و يا زن كسى را طلاق دهند و زنى را بىاجازه او به شوهر دهند، ولى نفوذ حكم و احكام پيغمبر و امام در مقام قضاوت و امور عامه اجتماعى تا حدى مسلَّم است.
ب- در بيان دو نظيرى كه امام ذكر كرده است:
اول مردى كه مالى ندارد بر خود ولايت ندارد، و دوم مردى كه به عيال خود نفقه ندهد بر آنها امر و نهى نتواند- مجلسى (ره) در بيان جمله اول ٤ توجيه دارد:
١- شايد كنايه باشد از اينكه مردِ ندار در پيش خود سرافكنده و سرزنش خورنده است.
٢- براى او ممكن نيست خود را بر نوافل و آداب انفاق و اداء ديون و امور ديگرى كه بىمال ميسر نيست وادارد.
٣- برخى گفتهاند بىمال براى آن بر خود ولايت ندارد كه از خود نمىخورد و همانا ولايت از آن بخشنده نعمت است.
٤- گفته شده معنى عدم ولايت او بر خود اين است كه در صورت نداشتن ولايت بر اداى بدهكارى خود ندارد در صورتى كه از آن عاجز است.