ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٦٩ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
خوش كردارتر باشد عذاب او و مسئوليت او بيشتر است، زيرا موافقت و اطاعت او از چنين پيشواى خلاف كارى در تقويت او مؤثرتر است، واى، واى.
دوم- صرف نظر از پيشوا و زندگى فردى و جنگلى پيشه كردن، اگر در اين زمانه فرض شود كه شخص مسلمانى در يك گوشه از دنيا افتاده باشد كه تحت تسلط حكومتى نباشد و توجه به امام عادلى هم نداشته باشد، اين مى شود مصداق كسى كه بميرد و امام بر حق را نشناسد كه به عنوان دنباله باب اول مورد بحث شده است. از مجلسى (ره)- مىگويم فرق ميان دو باب اين است كه در اولى مقصود اخبار وارده در حكم به بطلان عبادت كسى است كه امام را نشناسد و حكم به اينكه اهل آموزش و رحمت نيست و در اينجا حكم شده كه مردن او چون مردن جاهليت است و كفر، و چون نتيجه هر دو يكى بوده آن را از باب اول دانسته.
و ظاهر آن است كه چون اخبار اين باب داراى تعبيرات همانند هستند و نزد مخالفين هم مشهورند، آنها را باب جدائى ساخته و گر نه اينها هم در عنوان باب اول واردند. پايان نقل از مجلسى (ره).
ولى طبق تحقيقى كه گذشت معلوم شد كه موضوع اخبار باب گذشته غير از موضوع اخبار اين باب است، آنها در موضوع پيروى از امام جائر است و اخبار اين باب در موضوع عدم معرفت امام و ترك رجوع به رهبر بر حق و عادل اگر چه اين هر دو در عنوان عدم تمسك به امام بر حق با هم شريكند و به اين حساب مرحوم كلينى اين باب را از باب اول دانسته.
ولى چنان كه بيان كرديم اين عنوان را دو قسمت كرده و قسمت اول را در اخبار باب گذشته بيان كرده و براى اين قسمت دوم بابى جدا كرده و اخبار آن را در آن درج كرده و توجه به اين نكته لازم است كه بىامام مردن بر چند وجه است: