ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٠٩ - مصاحبه نصرانى با موسى بن جعفر(ع)
گفت: از او بپرس از هر چه بوده و از هر چه خواهد بود و از دستورات دين هر كس گذاشته است و هر كسى از بشر به جا مانده.
امام (ع)- محققاً اين رفيقى كه او را ديدار كردى، تو را اندرز داده و براى تو خير خواهى كرده است.
راهب- قربانت، نامش چيست؟
امام (ع)- او متمم بن فيروز، نام دارد و از نژاد فارسيان است و او از كسانى كه ايمان دارد به خداى يگانه، بىشريك و از روى خلوص و يقين او را پرستيده است، و چون از قوم خود بيم داشته گريخته، و پروردگارش به او حكمتى آموخته و به راه راستش هدايت كرده و او را از متقيان ساخته و ميان او و بندگان مخلص خود، شناسائى انداخته، سالى نيست جز اين كه او به حج آيد و ماهى نگذرد جز اين كه در آغاز آن عمره انجام دهد و از جايگاه خودش كه در هند است به فضل و به كمك خداوند به مكه آيد و همچنين خداوند به شاكران پاداش دهد. سپس آن راهب مسائل بسيارى از امام (ع) پرسيد و آن حضرت همه را پاسخ داد و آن حضرت از راهب چيزهائى سؤال كرد كه هيچ جوانى نمىدانست.
راهب- به من خبر بده از هشت حرف كه نازل شده و چهار از آن در زمين آشكار گرديده و چهار ديگر در هوا مانده است، اين چهارى كه در هوا مانده براى چه كسى نازل شده و كى آنها را تفسير مىكند؟
امام (ع)- او همان قائم ما خاندان است كه خدا آنها را بر او نازل كند و او تفسيرشان كند، و بر او نازل شود آنچه بر صدّيقان و رسولان و رهبران ديگر نازل نشده.
راهب- پس به من خبر بده از اين دو حرفى كه در ضمن