ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٤٠
ج- مقصود از حيرت يعنى حيرت شيعه در امر امامت پس از وفات امام عسكرى و قبل از ظهور دلائل و ثبوت امامت حجة بن الحسن (ع). قوله لان خيط فرضى، يا بيان سبب انتخاب موسى (ع) است چنانچه از اعلام استفاده مىشود يا بيان چيزى است كه كلمه فتنه بر آن دلالت دارد براى ابطال توقف امامت به آن حضرت كه واقفيان مدعى شدند ..
مقصود از فتنه قول برخى از شيعه است به توقف بر امام صادق (ع) و آنها فرقه ناووسيهاند، و يا قول بسيارى از شيعه به توقف بر امام كاظم (ع) و بنا بر بعضى از وجوه گذشته اشاره به وقايع زمان هارون الرشيد است از ظلم او و زندان كردن امام (ع).
خيط، رشتهاى است كه لؤلؤ و جواهر ديگر را بدان كشند و پيوست بودن ائمه را به يك ديگر و وجوب اطاعت از آنان بدان مانند كرده است براى آنكه بدين وسيله اختران بروج امامت و گوهرهاى درج آن بهم پيوستهاند چنانچه در قرآن از آن به حبل تعبير كرده و فرموده: «و اعصموا بحبل اللَّه» و بعضى خيط را همان قرآن دانستهاند ولى معنى اول با كلمه فرض مناسبتر است. از مجلسى (ره)- معالم دين قواعد كلى و عمومى است كه از آنها بر حال جزئيات رهيابى شود و استدلال گردد. انتهى.
من گويم: اگر واقعاً مقصود از معالم دين همين باشد، بايد گفت كه آن علم اصول فقه است فتدبر. از مجلسى (ره)- امُّهُم يعنى فاطمه (ع)، و جدَّتُهُم يعنى خديجه (ع). از مجلسى (ره)- قوله
من ولدها
، يعنى يازده تن آنان فرزند اويند و شماره راجع به همه امامان است.
قوله
ثلاثه منهم
، يعنى از فرزندان فاطمه سه على نام بود، نه از همه ائمه